چگونه لیبرالیسم، حتی در مذهبی‌ترین افراد لانه می‌کند؟

یک پژوهش میدانی منسوب به دانشگاه MIT در مراسم اربعین سال ۲۰۱۵ نشان می‌دهد که پیش از گسترش شبکه‌های اجتماعی نیز نشانه‌هایی از تغییر نگرش در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی در میان بخشی از جامعه مشاهده شده است؛ موضوعی که این تحلیل‌ آن را در چارچوب تأثیر تدریجی نظام‌های دانشی و رسانه‌ای مدرن بر دستگاه فکری انسان مسلمان ارزیابی می‌کند.

چگونه لیبرالیسم، حتی در مذهبی‌ترین افراد لانه می‌کند؟
275765

به گزارش جهت پرس؛ چگونه تمایلات لیبرالیستی، حتی در مذهبی‌ترین لایه‌های سنتی جامعه، به‌شکلی نامحسوس و پیش از انفجار و فراگیری همه‌جانبه شبکه‌های اجتماعیِ امروزی لانه‌سازی کرده‌اند؟ پاسخ در پژوهشی نهفته است که ۱۰ سال پیش صورت گرفت:

در سال ۲۰۱۵، پروژه‌ای میدانی از سوی پژوهشگران وابسته به Massachusetts Institute of Technology یا همان دانشگاه معروف MIT در مراسم اربعین انجام شد؛ پژوهشی مفصل و چندلایه که طی آن بیش از چهار هزار زائر ایرانی و عراقی مورد پرسش قرار گرفتند. تیم تحقیق، با وسواس فراوان، پراکندگی جمعیتی، لهجه‌ها، فضای روانی پاسخ‌گویان و حتی نوع مواجهه پرسشگران را طراحی کرده بود تا به تصویری واقعی از ذهنیت مذهبی جامعه برسد.

نتایج اما برای بسیاری از روایت‌های رایج تکان‌دهنده بود: در همان سال‌هایی که هنوز شبکه‌های اجتماعی به گستردگی امروز نبودند، کاربران اینترنت در ایران مواضع لیبرال‌تری در حوزه‌های فرهنگی و جنسیتی داشتند، اعتماد کمتری به ساختار رسمی نشان می‌دادند و مشارکت سیاسی‌شان نیز کمتر بود.

این فقط یک داده آماری نیست؛ یک هشدار معرفتی است. یعنی فضای رسانه‌ای و نظام دانشیِ مدرن، صرفاً «اطلاع‌رسانی» نمی‌کند؛ بلکه به‌تدریج نوع خاصی از انسان را بازتولید می‌کند. انسانی که جهان را از زاویه فردگرایی، لذت، مصرف، نسبی‌گرایی و آزادیِ بدون غایت می‌بیند. مسئله این نیست که اینترنت بد است؛ مسئله این است که ما سال‌ها بدون سپر فکری وارد زیست‌جهانی شده‌ایم که قواعدش را دیگران نوشته‌اند.

امروز مشکل فقط «تهاجم فرهنگی» نیست؛ مشکل عمیق‌تر از آن است. امروزه علوم انسانی و نظریات غربی در شناخت جامعه و فرهنگ، چنان فضای نخبگانی ما را احاطه کرده‌اند که نوعی پذیرش منفعلانه را بر نهادهای دانشگاهی تحمیل کرده است. بسیاری از ما حتی در نقد غرب هم با ادبیات غربی فکر می‌کنیم. جامعه، فرهنگ، آزادی، توسعه، عقلانیت، زن، دین، پیشرفت و حتی معنویت را با مفاهیمی تحلیل می‌کنیم که ریشه در سنت فکری لیبرالی دارد. نتیجه‌اش هم این شده که گاهی بعضی‌ها با تعجب می‌گویند: «هرکس درست درس بخواند، لیبرال می‌شود!»

نه؛ هرکس بیشتر در نظام دانشیِ غربی غوطه بخورد و بدیل فکری نداشته باشد، احتمالاً آرام‌آرام جهان را با همان عینک خواهد دید. جریان روشنفکریِ رایج، ناخودآگاه این مبانی را به مثابه «بدیهیات علم مدرن» پذیرفته و آن‌قدر با آن‌ها انس گرفته که ذائقه‌مان را عوض کرده‌اند.

برای همین، امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به یک «پاکسازی معرفتی» داریم؛ نوعی بازگشت جدی به دستگاه فکریِ اسلامی برای فهم انسان و جامعه. و این کار، بدون مطالعه عمیق و نظام‌مند ممکن نیست.

اگر کسی بخواهد از این آشفتگیِ ذهنی عبور کند و از زیرِ سایۀ سنگینِ مفاهیم لیبرالی بیرون بیاید، راهش صرفاً شعار دادن علیه غرب نیست؛ باید آرام‌آرام «دستگاه فکری» خود را عوض کند. باید دوباره یاد بگیریم جامعه، فرهنگ، تاریخ، انسان و پیشرفت را از درون سنت اسلامی بفهمیم، نه از پشت عینک ترجمه‌های غربی.