بررسی ناکارآمدی‌های حکمرانی اینترنت در ایران: نبود قانون، متولی مشخص و شبکه ملی اطلاعات ناقص

کارشناسان حوزه فضای مجازی در نشستی تخصصی، ناکارآمدی‌های حکمرانی اینترنت در ایران را ناشی از سه خلأ اساسی دانستند: نبود قانون جامع برای محتوا، فقدان متولی مشخص برای فضای سایبر، و تکمیل‌نبودن زیرساخت شبکه ملی اطلاعات. آنان با اشاره به تجربه قطع اینترنت بین‌الملل در شرایط بحرانی، از ضربه به پنج حوزه اقتصادی شامل استارت‌آپ‌ها، ارز دیجیتال و صادرات خدمات فریلنسری خبر داده و تأکید کردند که با وجود نخبگان توانمند داخلی، مشکل اصلی «عدم اراده و عزم» است، نه کمبود دانش فنی. در همین حال، پژوهشگر ارتباطات، شکست در مدیریت بحران را «انسداد ارتباطی با مردم» و «خودزنی ارتباطی» نظیر پیامک‌های ناهماهنگ توصیف کرد.

بررسی ناکارآمدی‌های حکمرانی اینترنت در ایران: نبود قانون، متولی مشخص و شبکه ملی اطلاعات ناقص
275749

به گزارش جهت پرس؛ به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، نشست علمی با موضوع «حکمرانی اینترنت در شرایط جنگی؛ تحلیل تلاقی امنیت، اقتصاد و فرهنگ»به همت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی روز سه شنبه 29 اردیبهشت ماه برگزار شد.
دکتر سیدعلی لاجوردی، هیئت علمی دانشگاه جامع انقلاب اسلامی در این نشست گفت: در حوزه حکمرانی فضای اینترنت، به‌ویژه در شرایط بحرانی مانند جنگ یا کودتا، تجربیات گذشته نشان داده است که «قطع کامل اینترنت» یا «فول شات داون» مشکلات جدی ایجاد می‌کند. اما اکنون زیرساخت‌های کشور به گونه‌ای مهندسی شده که «به جای اینکه از پایه و اساس قطع بکنن یا اصلاً فول شات داون کنند، قطع اینترنت بین‌الملل اتفاق بیفتد و اختلال جدی در حوزه داخلی ایجاد نشد». با این حال، چنین تصمیمی همچنان دارای جنبه‌های مختلف اقتصادی و امنیتی است که نیازمند محاسبه هزینه‌ای سیستماتیک و دقیق می‌باشد.

از منظر اقتصادی، قطع اینترنت بین‌الملل به پنج حوزه اصلی ضربه زده است: اول، اختلال در دسترسی شرکت‌های نرم‌افزاری و استارت‌آپ‌ها به منابعی مانند گیت. دوم، معاملات ارز دیجیتال. سوم، صادرات خدمات فنی و فریلنسری. چهارم، اختلال در معاملات ارزی صادرات کالا با برآورد. پنجم، کسب‌وکارهای اینترنتی.

1145161.jpg
دکتر عزیز نجف پور آقابیگلو، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نیز در ادامه با تأکید بر لزوم تغییر نظام حکمرانی متناسب با جایگاه جهانی ایران به ویژه در حوزه فضای مجازی می‌گوید: «این آرزو و آرمان نیست، این خواست مردم در خیابان است و به اضافه قاطبه مطلق اکثریت مطلق جامعه ایرانی که در حوزه‌های برای پیشرفت اقتدار ایران هستند». او در بخشی از سخنانش با اشاره به لزوم راه اندازی شبکه ملی اطلاعات اذعان می‌کند که پس از قطعی اینترنت در جنگ‌ها، شبکه ملی اطلاعات برخلاف برخی ادعاها و علی‌رغم علم به اینکه مشکل داشت… نتوانست نیاز مردم را تأمین بکند

وی ادامه داد: از قبل هم توسعه‌دهندگان نرم‌افزارمان دچار اشکال بودند به خاطر تحریم‌ها. این را توسعه‌دهندگان به خوبی تأیید می‌کنند. اگر نگران کسب‌وکار توسعه‌دهندگان هستیم، چرا تدبیر مناسبی نکردیم؟ کارهای شجاعانه‌ای هم بوده، اما نتوانسته مشکل کشور را در این عرصه به خوبی حل کند.
1145166.jpg

دکتر محمدعلی شکوهیان‌راد، پژوهشگر ارشد آزمایشگاه پژوهشی فضای سایبر دانشگاه تهران  نیز در بخش دیگری از این نشست گفت: نبود حکمرانی فضای سایبر دقیقاً به معنای فقدان سه چیز در کشور است: اول، قانون؛ همان‌طور که در دهه هفتاد قانون مطبوعات وضع شد، در عرصه محتوا هنوز قانون نداریم و وزارت ارتباطات متولی زیرساخت است و قانوناً نمی‌تواند به مسئله محتوا ورود پیدا کند. دوم، متولی مشخص؛ به تبع نداشتن قانون، متولی ویژه برای فضای سایبر وجود ندارد. سوم، زیرساخت و امکانات انعطاف‌پذیر؛ مهم‌ترین رکن، شبکه ملی اطلاعات است که متأسفانه جاده کامل نیست و نمی‌توان از آن بهره‌برداری کرد.»

قاطعانه عرض می‌کنم که نخبگان علمی این حوزه در داخل کشور به لحاظ نظری شناخته شده‌اند و از نظر ابداعات فنی و نیازهای تخصصی، نخبگان توانمند وجود دارند و این کشور جزو بهترین‌ها در تربیت نخبگان این عرصه است. دست‌کم برای تحقق کلیت اولیه مدنظر، هیچ گونه کمبودی نداریم. نیاز به بیرون نداریم که باعث قفل شدن داخل شود؛ نه، عدم توانایی نیست، عدم اراده و عدم عزم است که دلایل خاص خود را دارد.

1145164.jpg

دکتر آزاده محمودیان، پژوهشگر ارتباطات نیز در این نشست تصریح کرد:  آسیب اصلی در قضیه انسداد اینترنت، خودِ قطعی اینترنت نبود، بلکه انسداد ارتباطی و گفتگوی مستقیم با مردم بود. نهادهای رسمی دچار یک شکست کامل در ارتباطات بحران شدند: هیچ توضیح و آماده‌سازی ذهنی پیش از بحران صورت نگرفت، هیچ گزارش رسمی از حملات سایبری به مردم داده نشد، و تنها پس از ۸۰ روز تازه شروع به توجیه افکار عمومی کرده‌ایم.

ماجرای سیم‌کارت‌های سفید و پیامک‌های ناهماهنگ چیزی جز خودزنی ارتباطی نیست. گویی مشئولان از خودآگاهی مردم ناراحت بود و سعی کرد با فشار روانی از آنها انتقام بگیرد. تناقض اینجاست: از یک سو دم از فداکاری می‌زنیم، از سوی دیگر روایت تضاد طبقاتی را خودمان تزریق می‌کنیم. فاجعه‌بارتر اینکه هیچ نهاد رسمی مسئولیتی نمی‌پذیرد؛ مسئولان از هم می‌پرسند پیامک‌ها از کجا می‌آید، این برای مردمی که هم داغ دیده‌اند و هم در صحنه بوده‌اند، دردآور است.