جنگی که الگوریتم‌ها اداره کردند؛ روایت اندیشکده آمریکایی از نبرد ایران و آمریکا در عصر هوش مصنوعی

یک مقاله تحلیلی در اندیشکده آمریکایی «کارنگی» جنگ ایران و آمریکا/اسرائیل را نقطه آغاز نسل تازه‌ای از جنگ‌های مدرن توصیف کرده؛ جنگی که در آن پهپادهای ارزان ایرانی و سامانه‌های هوش مصنوعی آمریکایی، همزمان قواعد نبرد را تغییر دادند. این گزارش می‌گوید آمریکا برای مقابله با پهپادهای چندده‌هزار دلاری ایران مجبور به استفاده از رهگیرهای چندمیلیون دلاری شد و در سوی مقابل، پنتاگون با کمک هوش مصنوعی توانست چندین هدف را شناسایی و بمباران کند.

جنگی که الگوریتم‌ها اداره کردند؛ روایت اندیشکده آمریکایی از نبرد ایران و آمریکا در عصر هوش مصنوعی
275629

به گزارش جهت پرس؛ مقاله‌ای با عنوان «پیامدهای ناخواسته راهبرد نامتقارن ایران و جنگ هوش مصنوعی آمریکا» نوشته «استیو فلدستاین» در اندیشکده Carnegie Endowment for International Peace تصویری کم‌سابقه از تحولات جنگ مدرن و نقش همزمان پهپادها و هوش مصنوعی در نبرد ایران و آمریکا/اسرائیل ارائه کرده است.

این مقاله استدلال می‌کند که جنگ اخیر، صرفاً یک درگیری منطقه‌ای نبود، بلکه نقطه ورود جهان به مرحله‌ای تازه از جنگ‌های خودکار و مبتنی بر الگوریتم محسوب می‌شود؛ جایی که «اشباع دفاعی» با پهپادهای ارزان و «تصمیم‌گیری ماشینی» با کمک AI، ساختار سنتی جنگ را دگرگون کرده‌اند.

فلدستاین توضیح می‌دهد که ایران پس از انقلاب اسلامی و به‌ویژه بعد از جنگ ایران و عراق، به‌دلیل تحریم‌های گسترده و محدودیت در دسترسی به تسلیحات پیشرفته کلاسیک، به سمت توسعه گسترده موشک‌ها و پهپادهای کم‌هزینه رفت. به نوشته او، تهران تا سال ۲۰۲۶ زرادخانه‌ای متشکل از هزاران پهپاد و حدود ۲۵۰۰ تا ۴۰۰۰ موشک بالستیک ایجاد کرد.

به گفته نویسنده، راهبرد اصلی ایران مبتنی بر «اشباع سامانه‌های دفاعی» بود؛ یعنی شلیک همزمان حجم عظیمی از پهپادها و موشک‌های ارزان برای فرسوده‌سازی شبکه دفاعی دشمن و تحمیل هزینه‌های سنگین اقتصادی به آمریکا و متحدانش.

مقاله ادعا می‌کند تنها در هفته نخست جنگ، ایران بیش از ۲۰۰۰ پهپاد و ۵۰۰ موشک شلیک کرد و تا پایان درگیری‌ها تعداد حملات پهپادی از ۴۴۰۰ و تعداد موشک‌ها از ۱۳۰۰ فراتر رفت. بر اساس این گزارش، این حملات به نابودی یا آسیب جدی تجهیزات گران‌قیمت آمریکایی و منطقه‌ای از جمله هواپیماهای آواکس، پهپادهای ریپر و رادارهای سامانه تاد منجر شد و همزمان زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس را هدف قرار داد.

فلدستاین تأکید می‌کند یکی از مهم‌ترین نتایج این جنگ، آشکار شدن ضعف اقتصادی مدل دفاعی آمریکا بود؛ زیرا واشنگتن برای مقابله با پهپادهای ۲۰ تا ۵۰ هزار دلاری ایران، مجبور به استفاده از موشک‌های رهگیر چندمیلیون دلاری می‌شد.

اما بخش اصلی مقاله به نقش هوش مصنوعی در تغییر ماهیت جنگ اختصاص دارد. نویسنده توضیح می‌دهد که ارتش آمریکا پیش از ورود AI با بحران «انباشت داده» مواجه شده بود؛ حجم تصاویر ماهواره‌ای، داده‌های پهپادی، شنودها و اطلاعات میدانی به‌حدی افزایش یافته بود که تحلیل انسانی دیگر پاسخگو نبود و افسران اطلاعاتی اهداف را با اکسل، پاورپوینت و گزارش‌های طولانی مدیریت می‌کردند.

به نوشته این مقاله، آمریکا برای حل این بحران از سامانه‌ای موسوم به «میون اسمارت سیستم» استفاده کرد؛ سامانه‌ای که توسط Palantir Technologies مدیریت می‌شد و از مدل زبانی «کلود» متعلق به Anthropic بهره می‌برد.

این سامانه به‌صورت همزمان تصاویر ماهواره‌ای، داده‌های پهپادی، شنودها و اطلاعات اینترنتی را تحلیل می‌کرد، اهداف را در لحظه شناسایی و اولویت‌بندی می‌کرد و حتی مختصات حمله، نوع سلاح مناسب و متن توجیه حقوقی عملیات را نیز به‌صورت خودکار تولید می‌کرد.

فلدستاین می‌نویسد کل این فرآیند تنها با «چهار کلیک» انجام می‌شد؛ موضوعی که به گفته او باعث انفجار سرعت عملیات ارتش آمریکا شد.

بر اساس این گزارش، آمریکا تنها در ۲۴ ساعت نخست جنگ بیش از ۱۰۰۰ هدف را در ایران هدف قرار داد و تا زمان آتش‌بس، تعداد اهداف منهدم‌شده از ۱۳ هزار مورد فراتر رفت؛ تا جایی که برنامه‌ریزان پنتاگون تقریباً با کمبود اهداف مهم مواجه شده بودند.

این مقاله می‌گوید استفاده از هوش مصنوعی باعث شد آمریکا از کمتر از صد حمله روزانه به هزاران حمله در روز برسد و حتی ظرفیت عملیات به حدود ۵۰۰۰ هدف در روز افزایش پیدا کند. پنتاگون همچنین هدف‌گذاری کرده بود که به هزار تصمیم هدف‌گیری در هر ساعت برسد؛ یعنی یک تصمیم در هر ۷۲ ثانیه.

نویسنده این روند را «فشرده‌سازی زنجیره کشتار» توصیف می‌کند؛ فرایندی که در آن بسیاری از مراحل انسانی، حقوقی و بوروکراتیک میان شناسایی هدف و اجرای حمله حذف می‌شوند. به باور او، در چنین ساختاری افسران انسانی عملاً از تحلیل‌گر به تأییدکننده خودکار حملات تبدیل می‌شوند.

فلدستاین برای نشان دادن خطرات این روند به سامانه «لاوندر» اسرائیل در جنگ غزه اشاره می‌کند؛ سیستمی که طبق گزارش‌ها حدود ۳۷ هزار فلسطینی را به‌عنوان اهداف احتمالی شناسایی کرده بود و نرخ خطای آن حدود ۱۰ درصد برآورد می‌شد. مقاله می‌گوید برخی افسران اسرائیلی تنها ۲۰ ثانیه برای تأیید حمله فرصت داشتند.

به اعتقاد نویسنده، حتی خطاهای کوچک در چنین سامانه‌هایی، وقتی در مقیاس انبوه استفاده شوند، می‌توانند به مرگ هزاران غیرنظامی منجر شوند. این گزارش همچنین به آسیب دیدن مدارس و مراکز درمانی در ایران اشاره کرده و نتیجه می‌گیرد که برخلاف ادعاهای حامیان هوش مصنوعی، AI الزاماً جنگ را دقیق‌تر نکرده، بلکه سرعت و مقیاس کشتار را چند برابر کرده است.

مقاله در پایان هشدار می‌دهد که جهان وارد عصر جنگ‌های خودکار شده؛ عصری که در آن الگوریتم‌ها نقش فزاینده‌ای در تصمیم به کشتن پیدا می‌کنند، در حالی که قوانین بین‌المللی و سازوکارهای نظارتی هنوز از این تحولات عقب مانده‌اند.

منبع مقاله: Carnegie Endowment for International Peace