برگزاری نشست علمی با موضوع «سناریوهای جایگزین در نظم جهانی؛ بعثت ملت ایران و تکوین ساختار معنایی جهان آینده»

نشست علمی «سناریوهای جایگزین در نظم جهانی؛ بعثت ملت ایران و تکوین ساختار معنایی جهان آینده» در پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی برگزار شد که خلاصه‌ای از آن را در ادامه می‌خوانید.

برگزاری نشست علمی با موضوع «سناریوهای جایگزین در نظم جهانی؛ بعثت ملت ایران و تکوین ساختار معنایی جهان آینده»
275348

به گزارش جهت پرس؛ روز چهارشنبه 17 اردیبهشت‌ماه 1405 نشست علمی با عنوان «سناریوهای جایگزین در نظم جهانی؛ بعثت ملت ایران و تکوین ساختار معنایی جهان آینده» برگزار شد.

در این نشست علمی، اساتید و کارشناسان برجسته شامل:

• دکتر حسین محمدی سیرت (استاد علوم سیاسی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام)
• دکتر سید جواد میری (استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)
• دکتر جعفر علیان‌نژادی (پژوهشگر اندیشه سیاسی)
• دکتر محمدحسین ضمیریان (آینده‌پژوه) به عنوان دبیر علمی نشست به بیان نظرات و دیدگاه های خود پرداختند که در ادامه خلاصه‌ای از مباحث مطرح شده را بخوانید.

نظم نوین جهانی و ایران؛ «دکترین بقا» به جای انفعال
دکتر حسین محمدی سیرت استاد دانشگاه در نشست علمی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی با اشاره به تحولات نظم جهانی، می‌گوید: در شرایط تکانه‌های شدید، مفهوم «بقا و ثبات» یک راهبردِ کاملاً فعال است، نه منفعل. او با یادآوری بیانیه گام دوم انقلاب و تأکید شهید رهبری بر «لزوم شناخت گذشته برای ساخت آینده»، از ایده‌ای به نام «دکترین تثبیت یا بقا» رونمایی می‌کند که چند ماه پیش تدوین شده است.

مقایسه ایران در نظم‌های قبلی (۱۹۱۶ و ۱۹۴۸):

در جنگ جهانی اول: قحطی بزرگ، نخبگان بی‌تصویر، ساختار ارباب‌رعیتی اما امروز: خودآگاهی اجتماعی، شبکه آگاهیِ پیوسته، حضور مردمیِ پیوسته نکته کلیدی: در تاریخ اسلام، پس از رحلت پیامبر یا شهادت امام علی(ع)، جامعه دچار فروپاشی شد. اما در جمهوری اسلامی، بعد از فقدان رهبر شهید، نه تنها گسست رخ نداد، بلکه مسیر ادامه یافت. این یک پدیده نوین در تاریخ سیاسی اسلام است. برداشت از مفهوم «بعثت» در پیام رهبری این گونه ‌است: رابطه امام و امت، یک رابطه متقابل و تکافویی است. مردم اصلاح نمی‌شوند مگر به اصلاح امرا، و امرا اصلاح نمی‌شوند مگر به استقامت مردم.

دکترین بقا، به معنای ماندگاری فعال ایران در نظم نوین جهانی است؛ مشروط به شناخت درست گذشته و درس گرفتن از آن. ایرانِ امروز، با دوره قاجار که احمدشاه آرزوی قدم زدن در شانزلیزه را داشت، قابل قیاس نیست.

دکتر حسین محمدی سیرت در ادامه گفت: برخلاف جنگ‌های جهانی اول و دوم که ایران یا کاملاً بی‌خبر بود یا به «شاهد منفعل» تبدیل شد، امروز وضعیت کاملاً متفاوت است. در جنگ دوم، سرمایه اجتماعی چنان فروپاشید که نه خبری از مقاومت عشایر بود و نه کنشگری نخبگان؛ اما اکنون پژوهشگران بین‌المللی مثل کریس هارمن انقلاب ایران را «توده‌ای‌ترین انقلاب تاریخ» می‌نامند. آخرین پیمایش‌ها هم نشان می‌دهد بیش از ۵۰ درصد مردم ایران در رویدادهای اجتماعی شرکت داشته‌اند؛ یعنی سرمایه اجتماعی نه تنها تنزل نکرده، بلکه توسعه هم پیدا کرده است.

در سطح نخبگان هم از «بی‌خبری مطلق» در جنگ اول و «ناظر منفعل» در جنگ دوم، به «پیش‌بینی ۱۴ سال پیش» توسط رهبر شهید انقلاب رسیده‌ایم. امروز دیگر کسی نمی‌تواند ایران را نادیده بگیرد؛ همان‌طور که نخست‌وزیر اسبق ایتالیا گفت: «شما صدای جنگ را بعد از ۷۰ سال دوباره در اروپا بلند کردید.» بنابراین «دکترین بقا» یک راهبرد منفعلانه نیست، بلکه بر اساس سه مؤلفه سرمایه اجتماعی، نخبگان آگاه و مؤلفه‌های قدرت، ایران محکوم به حضور فعال در نظم بعدی جهان است. فقط کافی است سیاست‌گذاران این واقعیت را باور کنند و بر اساس آن کنشگری جدی طراحی نمایند.

چارچوب نظریه بعثت در اندیشه اسلامی

دکتر جعفر علیان نژادی، پژوهشگر اندیشه سیاسی گفت: رهبر شهید انقلاب اسلامی بحث «بعثت» را به مثابه یک رخداد بزرگ مطرح کردند؛ یعنی تحولی فکری که در گستره مردم یک جامعه اتفاق می‌افتد. در این نگاه، ابتدا تحول فکری مردم رخ می‌دهد، سپس پایداری این تحول در فاصله تثبیت آن تا شکل‌گیری یک نظم جدید سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ادامه می‌یابد. این همان چارچوب نظریه بعثت در اندیشه اسلامی است. جالب اینکه در تفکر مادی هم این رخداد با عنوان «رخدادِ فکر و عمل» شناخته شده، با این تفاوت که در نگاه مادی، این تحول شامل همه مردم نمی‌شود، بلکه فقط گروه خاصی (مثل نویسندگان یا طبقات خاص) را در بر می‌گیرد.

وی ادامه داد: اما در نگاه اسلامی، این رخداد مردمی است؛ مردمی که فقط با عقل محض جلو نمی‌روند، بلکه احساسات و توده‌های مردم در آن نقش دارند. تفاوت دیگر در تداوم این نظم است؛ نظم مدرنیته که برآمده از تفکر مادی است، مدام با بحران دست‌به‌گریبان است و از چاله‌ای به چاله دیگر می‌افتد. اما فرمول بعثت در اندیشه اسلامی به ما کمک می‌کند تا شیوه‌هایی از مقاومت در برابر نظم تحمیلی را تمرین کنیم و یک مواجهه عقلانی با آن ارائه دهیم. به عبارت دیگر، در برابر نظم نفسانی و نفسانیّت‌زدۀ مدرن، نظریه بعثت راهی برای ساختن یک نظم پایدارِ مبتنی بر تحول فکریِ مردمی پیش پای ما می‌گذارد.

دکتر جعفر علیان نژادی پژوهشگر اندیشه سیاسی در ادامه سخنانش گفت: برخی از خودآگاهان حساسیت مثبتی به مباحث انقلابی نشان می‌دهند، اما نکته اینجاست که رهبر شهید انقلاب اسلامی تأکید داشتند باید به «وزن وجودی» خود مسلح باشید؛ در برابر چیزی که می‌خواهد شما را به چپ و راست منحرف کند یا نابودتان سازد. انقلاب در جان عده‌ای چنان عمیق تثبیت شده که حتی اگر امروز با نهی و انکار افراطی در طرح شعارهای سیاسی مواجه شویم، باز هم مردم -به معنای دقیق کلمه، شامل همه اصناف، مسئولان و حتی امام خودِ مردم- این انقلاب را قابل فهم می‌دانند. این نکته‌ای است که باید مورد توجه و استفاده قرار بگیرد. در سال‌های اخیر، کتاب‌هایی با موضوع «ظهور دوم» یا «چگونه تثبیت کنیم» منتشر شده که در آنها مردم به معنای مرده کلمه تعریف می‌شوند. اما امید به ظهور دوم همان بعثتی است که از آن سخن می‌گوییم؛ یعنی مردم به معنای ایجابی، نه صرفاً توده‌ای در چارچوب نظریه مادی. من معتقدم باید از این چارچوب‌ها فاصله گرفت و به خلق معنای جدیدی از مردم رسید؛ معنایی که نه مبتنی بر مدیریت خصومت‌های داخلی در نهادهای سیاسی باشد و نه تعریفی نکره و مبهم از مردم ارائه دهد. ساختار معنایی جدیدی که بتواند «امتناع امر سلبی» را پشت سر بگذارد و مردم را نه به مثابه «جمع دیگری»، بلکه به مثابه رکن اصلی بعثت و ظهور دوم معنا کند.

چارچوب نظری برای فهم اندیشه آیت الله خامنه‌ای

دکتر سید جواد میری نیز در این نشست علمی گفت: متاسفانه بسیاری از مواقع اندیشه آقای خامنه‌ای را گزینشی و تقویمی می‌بینیم؛ انگار ایشان فقط یک سری حرف در طول ۳۷ سال رهبری زده است. در حالی که بحث «حق‌الناس و حق‌الله» یا بازتعریف «بعثت» به عنوان یک رخداد تمدنی و مردمی، نشان‌دهنده یک ابداع فکری عمیق است. بعثت در نگاه ایشان برخلاف تفکر سنتی، فقط یک مفهوم فردی و تاریخی نیست، بلکه تعمیمی به سطح تحولات جهانی و کنشگری جمعی مردم دارد. این نوع صورت‌بندی، بی‌نظیر است و ریشه در یک مکتب فکری دارد.

هر دوی این مفاهیم (بعثت و هجرت) ریشه در فضای فکری «حسینیه ارشاد» دارد؛ جایی که آقای خامنه‌ای یکی از آثار مهمشان را در ابتدای حضور عمومی نوشتند. حسینیه ارشاد فقط یک مکان نبود، بلکه یک «مکتب» بود با دستگاه مفهومی منسجم. از دل همین مکتب، بحث ارتباط ارگانیک حق‌الله و حق‌الناس بیرون آمد؛ اینکه شما نمی‌توانید حق الناس را بخورید و در عین حال به خدا قرب پیدا کنید. برای فهم درست اندیشه رهبری، باید سیر تورات فکری ایشان را از جوانی تا امروز دید، نه اینکه دچار گسست‌های تحلیلی شویم.

دکتر سید جواد میری در ادامه این نشست علمی گفت: تاریخ اسلام، ماجرای صلح امام حسن(ع) را هم در خود دارد. جالب اینکه بحث «امت وسط» که رهبر انقلاب روی آن تأکید دارند، ریشه در همان مکتب فکری حسینیه ارشاد دارد. شریعتی در تفسیر سوره روم می‌گفت: جهان اسلام امروز بین شرق و غرب، چپ و راست گیر کرده است، اما ما «امت وسط» هستیم. اینکه امت میانه چه شاخصه‌هایی دارد و چطور از انحراف مصون می‌ماند، در همان جا صورت‌بندی شد و بعدها در گفتمان آیت‌الله خامنه‌ای جاری گردید.

یکی از نقاط قوت انقلاب ایران، انترناسیونالیسم اسلامی بود، اما جنگ تحمیلی و نظم جهانی آن روز، ما را از آن گفتمان دور کرد. امروز فضای جدیدی ایجاد شده که در آن، تفکر شیعی در برابر دیکتاتوری سیاره‌ای آمریکا ایستاده است. اما نگرانی من این است که نوعی ناسیونالیسم افراطی در کشور متولد شود و افق ما را ببندد. آیا می‌توانیم بدون جهان اسلام، این مسیر را ادامه دهیم؟ میراث فکری ما در جهان اسلام فقط فقه نیست؛ فلسفه، عرفان، ادبیات و شعر هم بخشی از این میراث است؛ از مالکوم اکس در آمریکا تا طارق رمضان در اروپا.

ما در ۲۲۰ سال گذشته چنین تجربه تاریخی نداشته‌ایم. از صفویه و چالدران تا نادرشاه که هندوستان را فتح کرد، اما استعمار همیشه بر ما متمرکز بود. امروز وضعیت کاملاً متفاوت است؛ تکنولوژی موشکی ما به ۳۰۰۰-۴۰۰۰ کیلومتر رسیده، معادلات تغییر کرده و بازی قدیمی چپ و راست تمام شده است. جنگ رمضان یک نقطه عطف تاریخی بود که باید ترجمه شود به واقعیات جدید. الان وزیر ارشاد و وزیر علوم باید ۲۴ ساعته حرف بزنند و نقشه راه بدهند، اما نیستند. این فضا نیازمند یک بازنگری جدی و یارگیری در جهان اسلام و فراتر از آن است.

مشروح این نشست در آینده‌ای نزدیک منتشر خواهد شد.