میراث تمدنی امامت پدر برای پسر

در ویژه نامه بیعت، محمدهادی همایون، استاد گروه فرهنگ و تمدن دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، در یادداشتی با نگاه تمدنی به جنگ رمضان، میگوید: آنچه در این جنگ رخ داد، صرفاً یک پیروزی نظامی نبود، بلکه نقطه عبور از «دولت اسلامی» به «جامعه اسلامی» بود.

میراث تمدنی امامت پدر برای پسر
275859

به گزارش جهت پرس؛ به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، این پژوهشگاه در راستای تبیین شخصیت رهبر شهید و قائد اعظم امت اسلام، آیت الله سید علی خامنه‌ای و تبیین شخصیت جانشین صالح ایشان در قالب ویژه‌نامه بیعت به حماسه بی‌نظیر مقاومت مردم و بیعت تاریخی الهی مردم ایران با رهبر معظم انقلاب پرداخته است.
در این ویژه نامه محمدهادی همایون، استاد گروه فرهنگ و تمدن دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، در یادداشتی با نگاه تمدنی به جنگ رمضان، میگوید: آنچه در این جنگ رخ داد، صرفاً یک پیروزی نظامی نبود، بلکه نقطه عبور از «دولت اسلامی» به «جامعه اسلامی» بود.

از نگاه او، معجزه بزرگتر پس از شهادت امام شهید رقم خورد؛ جایی که امت چنان رشدی کرد که خود تبدیل به «امام» شد و ثابت کرد در شرایط آخرالزمانی، بدون حضور فیزیکی رهبر نیز می‌تواند توفنده پیش رود.

مشروح این یادداشت را در ادامه بخوانید:
میراث تمدنی امامت پدر برای پسر

محمدهادی همایون، استاد گروه فرهنگ و تمدن دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

تحلیل آنچه در جریان جنگ رمضان اتفاق افتاد یا با آغاز این جنگ به چشم آمد و به ظهور رسید، در کنار همه رویکردهای ممکن، و با توجه به عظمت حوادث، بی‌شک رویکردی تمدنی را می‌طلبد که بتواند در یک نگاه کلان، همه عوامل کوچک و بزرگ صحنه را در یک قاب هماهنگ و منسجم نشان دهد. این تحلیل از سوی دیگر باید همچنین توان داشته باشد تا ضمن بازنشانی عوامل میدان، نگاهی هم به آسمان و نوع ارتباط آن با زمین داشته و حقایقی از این دست را نیز در معادله وارد کند.

الگوی پنج مرحله‌ای امام شهید

بر این اساس تحلیل تمدنی را می‌توان از الگوی پنج مرحله‌ای خود امام شهید آغاز کرد، الگویی که بیان می‌دارد در مسیر ایجاد تمدن نوین اسلامی تا کنون دو مرحله انقلاب اسلامی و نظام اسلامی را پشت سر گذاشته، و سه مرحله دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی را همچنان پیش‌رو داریم.

در خصوص مرحله نخست از این سه مرحله‌ی باقی‌مانده، منظور امام شهید از دولت اسلامی، همیشه بیش از آن که ناظر بر سازوکارهای اسلامی و انقلابی در اداره حاکمیت باشد، متوجه اخلاق و رفتار اسلامی و انقلابی کارگزاران نظام اسلامی بود. حد نهایی این تصویر آنجا تحقق می‌یافت که کارگزاران نظام می‌توانستند حلقه‌ واسط درستی باشند میان منویات امام و خواسته‌های امت. واقعیت این است که ما در دوره‌هایی از انقلاب اسلامی از دولت‌ها و دولتمردانی برخوردار بودیم که نه تنها نمی‌توانستند این نقش ترجمانی را به درستی ایفا کنند، که در بیشتر موارد در رابطه مستقیم میان مردم و رهبری هم اختلال ایجاد می‌کردند.

شاهد بودیم که حمایت‌های امام شهید از همه دولت‌های منتخب مردم در ادوار مختلف و توجه دائم دادن به همه برای لزوم حمایت از اقدامات دولتمردان، در کنار تذکر دائمی به مسؤولان، نهایتاً شرایطی را ایجاد کرد که الگوی یک دولت مردمی ساده‌زیست و با دولتمردانی دغدغه‌مند و تلاشگر، به عنوان الگوی غالب و مورد پذیرش همه واقع شد، به نحوی که بر خلاف برخی دوره‌های قبل، دیگر دولت‌ها نمی‌توانستند و نمی‌توانند با زیست اشرافی و فاصله گرفتن از مردم، جایگاهی برای خود دست و پا کنند. این دستاورد بزرگ با ورود به جنگ رمضان صورت پیشرفته دیگری نیز به خود گرفت، و آن تزریق نگاه انقلابی و جهادی امام و امت به مدیران جامعه به عنوان یک کل بود، هرچند که غالباً در نگاه شخصی و به عنوان بخشی از مردم، این رویکرد در این گروه در طول زمان دیده می‌شد. اما آنچه در اینجا مهم است و می‌تواند ما را به این باور برساند که در حال گذر از مرحله دولت اسلامی نیز هستیم، بروز این نگاه مردمی، جهادی و انقلابی در کلیت دولت اسلامی است. شاید همین ظهور پاک دولت اسلامی است که در باطن عالم اقتضای بروز و ظهور اوج خباثت دولت‌ها و حاکمیت‌های حزب شیطان را داشته است، به نحوی که جهانیان را به این باور برساند که آنچه تا کنون از جباران تاریخ شنیده بودند، همه گرته‌برداری‌های ناقص و ابتدایی بوده از آنچه در این آخر زمان در یک جا متراکم شده است. فرعون و نمرود و دیگر جباران تاریخ، همه پیروان این گروه نابکار جمع شده در آخرالزمان بوده‌اند[1]. افول قدرت پوشالی نظامی، اقتصادی، و حتی رسانه‌ای تمدن غرب در همین چارچوب قابل تحلیل است. ظهور حق همیشه در دل خود ظهور باطل را نیز به همراه دارد.

معرفی امام مردمی و تمدن‌ساز به مردم

اما آنچه در این مرحله در اوج قرار دارد، ظهوری است که در این دوره رهبری، از یک امام مردمی و تمدن‌ساز به مردم ایران، جهان اسلام، و سپس همه جهانیان هدیه شد. قرن‌ها بود که جهان در انتظار دیدن چنین انسان‌هایی بود که بتوانند الگوی کامل آنچه باشند که خداوند برای حضور بشر در زمین اراده کرده است. با ظهور امام خمینی و سپس ادامه مسیر در امام شهید، این تصویر به تمامه به رخ همه عالم کشیده شد. در طول سالیان و حوادث، ستاره‌های درخشان عالم علم و جهاد و مقاومت یکی پس از دیگری رخ در نقاب کشیدند تا ضمن حضور پرحیات شهیدانه در آن اردوگاه ملکوتی قیام ظهور، خود را به عنوان یک حجاب البته نورانی از جلوی این تصویر مشعشع کنار بکشند تا فرصت نورافشانی را برای این چهره ملکوتی فراهم کنند. در همین چند صباح کنار رفتن حجاب‌ها بود که دیدیم گروههایی به خیل عاشقان ایشان پیوستند که با شهادت ناباورانه‌شان، داغ ادامه طولانی مسیر با این شخصیت الهی به عنوان یک غصه دائم بر گوشه دلشان نشست، تا ظهور و رجعت. کنار رفتن حجاب پرنور ایشان نیز با شهادتشان، بی‌شک مقدمه‌ای است برای ظهور نور مطلق و آن یگانه تاریخ.

در آخرین سخنرانی رهبر شهید چه نکته تمدنی وجود داشت؟

اما معجزه بزرگتر این دوره ویژه مرحله جامعه اسلامی بود. امام شهیدمان اعتقاد داشتند که ابتدا باید دولت اسلامی شکل بگیرد و سپس جامعه اسلامی از دل آن ظهور کرده و شکوفا شود. در آخرین سخنرانی‌های خود نیز افق این تعالی را تعیین کرده و شخصیت ابوذر را به عنوان شاخص برای یکایک افراد امت و جامعه اسلامی مطرح نمودند. اما در آخرین دیدار خود به حقیقت بزرگی در مورد این مردم اشاره کردند و آن تعبیر مبعوث شدن آنان از سوی خداوند برای تمام کردن کار بود، حقیقتی که چند روز بعد و با شهادت ایشان عملیاتی شد و معجزه بزرگ تاریخ را آفرید. این امت به یک باره چنان رشدی را در پی شهادت امامشان از خود نشان دادند، که خود تبدیل به امام شدند، همان حقیقتی را که در قالب دعای قرآن کریم[2]، سالیانی بود که از خداوند خواسته بودند. این مردم توانستند نشان دهند که در شرایط جنگی نهایی و آخرالزمانی، در حالی که امامشان به شهادت رسیده، به چنان رشدی رسیده‌اند که می‌توانند کشور را و انقلاب اسلامی و پیام مقاومت را بر سر دست گرفته و آن را تا تحویل به امام جدید و بلکه پس از آن نیز توفنده نگه دارند. جهادهای شبانه این امت و حضور حماسی در میدان‌های شهر، پدیده‌ای است که بی‌شک خداوند به آن در برابر ملائکه فخرها می‌کند[3]. این همان امت و قومی است که خداوند بارها در قرآن کریم با ذکر ویژگی‌هایشان آنان را ستوده[4] و پیامبر اکرم (ص) نیز بارها ذیل آن و به بهانه حضور سلمان فارسی در جمع اصحاب، به مکان جغرافیایی شکل‌گیری‌شان توجه داده اند.

با ظهور طوفانی دو پدیده دولت اسلامی و جامعه اسلامی، به نظر می‌رسد اینک در میانه میدان نهایی تمدن اسلامی ایستاده و به معجزه خون امام شهیدمان می‌نگریم که چگونه ما را از تنگناهای ظاهری خارج کرده و وسعت جهان را در برابر دیدگانمان گشوده است. آری، انقلاب اسلامی و تمدن اسلامی در حال جهانی شدن و نفوذ در دلهای جهانیان است. جهان در حال قطب‌بندی میان دو جبهه حق و باطل است. به تعبیر یکی از مؤمنان غرب‌نشین، مردم جهان طرفدار انقلاب اسلامی ایران، و دولتمردانشان دشمن این مردمند.

این تعالی معنای حکمرانی، و این قوم و این امت در مسیر جهانی شدن، بزرگترین میراثی است که دو امام زمینه‌ساز ظهور، برای امام بعدی از خود به یادگار گذاشته‌اند. امام حاضر ما با چنین میراثی از گذشتگان و با افق بلند ایام الله ظهور، رجعت، و قیامت، مأموریت خود را آغاز نموده است.

[1] – و حیل بینهم و بین ما یشتهون کما فعل باشیاعهم من قبل، سبأ 54

[2] – و اجعلنا للمتقین اماماٌ، فرقان 74

[3] انی اعلم ما لا تعلمون، بقره 30

[4] – مائده 54، فتح 29، مجادله 22 …