چرا حزب الله و ایران باید مدل رزم خود با رژیم صهیونیستی را تغییر بدهند؟
تنها چندماه پس از آغاز جنگ اوکراین، قدرت آتش انبوه جای خود را به منطق جدید نبرد رباتیک داد؛ منطقی که در آن ریزپرندههای ارزانقیمت، ارتشهای قدرتمند را زمینگیر میکنند. بااینحال، حزبالله در جنگ ۶۶ روزه بهرغم هشدارهای بهموقع، همچنان با همان پارادایم موشک و پهپاد و ذهنیت فرسوده جنگ ۳۳ روزه وارد میدان شد و بهای سنگینی پرداخت. اکنون نشانههای تغییر رویکرد دیده میشود، اما پرسش این است: آیا برای درک این «بازیگردان» راهبردی دیر نشده است؟
به گزارش جهت پرس؛ هادی معصومی زارعی در یادداشتی نوشت: تنها چندماه پس از آغاز هجوم روسیه به اوکراین، پارادایم جنگها به طرز آشکاری تغییر کرده و قدرت آتش انبوه جایش را به نبرد رباتها (با دو ویژگی هوشمندی و اشباع) داد. برخلاف پیشبینیها، اوکراینیها با خلاقیتی مثالزدنی و تکمیل مسیری که داعش سالها قبل آن را ابداع کرده بود، با ارزانترین قیمت موفق شدند یکی از قدرتمندترین ارتشهای جهان را از طریق انبوهی از ریزپرندهها، زمینگیر کرده و در مدت زمانی کوتاه تلفاتی قابلتوجه به روسها وارد سازند.
از روزهای آغازین طوفانالاقصی دلسوزانی به حزبالله پیشنهاد کردند تا عطف به تجربه جنگ اوکراین، بهروزرسانی سازمان رزم خود بر محور اولویتدهی به ریزپرندهها را در دستور کار فوری قرار دهد.
پیشنهادی که به دلیل هیمنه نسل قديم فرماندهان و فربگی نامتوازن پارادایم موشک و پهپاد در ذهنیت ایشان متاسفانه مورد بیتوجهی محض قرار گرفت و متعاقب آن جنگ اسناد و ۶۶ روزه با ذهنیت جنگ ۳۳روزه و تجربه سوریه اداره شد و در نهایت شد آنچه نباید میشد.
برخلاف تصور رایج، ریزپرندهها بیشتر از آنکه یک ابزار یا یک «تجهیز» باشند یک «منطق» و یک پارادایم هستند. ساخت آسان و کمهزینه، قدرت پراکندگی و استتار بالا، دشواری رهگیری، قدرت اشباع هوشمندانه آسمان و رعبافکنی بینظیر در نبرد نزدیک، از جمله ویژگیهایی است که به ریزپرندهها کمک کرد تا الگوی جنگ نزدیک را متحول سازند.
با گذشت ۱۵ ماه از ناکامی حزبالله در دو جنگ اسناد و ۶۶ روزه و با فروپاشی هیمنه نگاههای بخشی (موشکی و پهپادی) حالا نشانههای سرمایهگذاری حزبالله بر ریزپرندهها در سازمان رزم خود به وضوح دیده میشود. دیر اما قابل ستایش.
با این حال چیزی که مقاومت باید درک کند آن است که ریزپرندهها صرفا یک ابزار تاکتیکی الحاقی موقت نیستند که بتوان آن را به یک ساختار قدیمی و منسوخ سنجاق کرد. اینها ابزاری راهبردی و تغییردهنده بازی (Game Changer) هستند که باید به سرعت به روح سازمان رزم و منطق مسلط بر آن تبدیل شوند.
پیروزی رزق کسانی است که مستمرا خودشان را بازطراحی و بهروز میکنند؛ نه آنها که (ولو با ابزار جدید اما) با منطق و پارادایم قدیمی میخواهند جنگ را ادامه دهند یا از خود دفاع کنند.
بزرگترین درسی که از شکستهای جنگ ۶۶ روزه باید گرفت آن است که تأخیر در فهم پارادایم، خود یک شکست است؛ حتی پیش از آن که جنگ شروع شده باشد. درگرفتن جنگ، تنها آن شکست پیشینی را نمایان میسازد.
طبیعا رژیم هم بیکار نخواهند نشست. این قوم خداوندگاران درس گرفتن از اشتباهات و اصلاح خطاها و عقبماندگیهای تاکتیکی و تکنولوژیک هستند. در نتیجه پنجره برتری ضرورتا همیشه به روی مقاومت باز نیست. فرصت کوتاهتر از آن چیزی است که بتوان فکرش را کرد.
پس تا میتوان میبایست بر توسعه و تحقیق بر ریزپرندهها و ضدریزپزندهها سرمایهگذاری کرده و سازمان رزم را بر مبنای آن بازسازی کرد.
در یکسالونیم گذشته در گفتگوهایم با اصحاب فن بارها گفتهام که در حوزه تاکتیکی (جدای از مسلح نکردن زمین) ما سوریه را دست بالا به چندده ریزپرنده باختیم.
پس درست با همین الگو میتوان جنوب را نیز به قتلگاه اسرائیلیها تبدیل کرد. گیرم که رژیم تمام قلمروی جنوب لیتانی را اشغال و مانند جولان الحاق هم بکند (که طرح محتوم اسرائیل همین است و نابودی زیرساختها را با همین هدف انجام میدهد) در دنیای ریزپرندههای ارزانقیمت، نگهداشت بی/کمهزینه زمین تا چه زمانی ممکن است؟
برای حزبالله امروزه اف.پی.وی حکم استشهادهای دهههای هشتاد و نود میلادی را دارد؛ با همان میزان رعبافکنی اما با دسترسی به مراتب آسانتر به حتی عقبه دشمن.
این روزها در لبنان با هرکس که مینشینم نمیتواند شوروشعف خود نسبت به کارآمدی ریزپرندهها را مخفی کند. این ابزارهای ارزانقیمت اما موثر اگر درست و در حد انبوه استفاده شوند میتوانند نتایج جنگ را تغییر دهند. کما اینکه تاکنون فضای رسانه و روح جمعی را به شدت تحتتاثیر قرار دادهاند.
این روزها گاه حسرت میخورم که کاش در فاصله زمانی اکتوبر ۲۰۲۳ تا سپتامبر ۲۰۲۴ فرماندهان شهید حزبالله با مساله ریزپرندهها کمی منعطفتر برخورد میکردند و مثلا به جای آمادهسازی هزاران استشهادی برای فتح الجلیل به ۶۰۰ ریزپرنده انتحاری فکر میکردند. اینطور شاید کار به اینجا نمیکشید.
ما در ایران نیز نیاز به این تحول ادراکی و پارادایمی داریم؛ هم در ادراک و هم در سازمان رزم. تمرکز بر نسل قبلی سلاحها و آموزشهای مرتبط با آن، چیزی جز تلفات بیشتر، کارآمدی کمتر و هزینه مادی بیشتر را بهدنبال نخواهد داشت.
امروز از نان شب واجبتر، تجهیز سازمان رزم به منطق، الگو و ابزار ریزپرندههاست.












نظرات
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
از ارسال نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد خودداری کنید.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نماييد.
نظرات پس از تایید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.