گفتگو با مهدی پناهی کارشناس اقتصادی/ آیا دولت راهی غیر از گران کردن بنزین دارد؟

مهدی پناهی، کارشناس اقتصادی و فعال در حوزه رسانه درباره ناترازی در شرایط جنگی گفت: مسئله بنزین امری نیست که یک‌شبه پدید آمده باشد یا ما با شرایط بحرانی آن ناآشنا باشیم؛ به‌گونه‌ای که بگوییم شگفت‌زده یا غافلگیر شده‌ایم. خیر؛ مسئله بنزین و ناترازی آن، چه از ابتدای انقلاب و چه حتی پیش از آن، همواره مطرح بوده است. وی افزود: از دولت شهید رئیسی موضوع ناترازی بنزین مطرح شد و در آن زمان، بنا بر شرایط، تصمیم نهایی گرفته نشد؛ هرچند به سمت تصمیم‌گیری حرکت کرده بودند، اما دولت سیزدهم نیمه کاره به پایان رسید و جمع‌بندی صورت نگرفت. در دولت پزشکیان نیز از همان ابتدا، مسئله بحران انرژی در حوزه‌های بنزین، گاز و گازوئیل مطرح بود و مسئولان کاملاً با آن آشنا بودند.

گفتگو با مهدی پناهی کارشناس اقتصادی/ آیا دولت راهی غیر از گران کردن بنزین دارد؟
335897

به گزارش جهت پرس؛ به نقل باشگاه خبرنگاران توانا، خبرگزاری فارس؛ مهدی پناهی، کارشناس اقتصادی و فعال در حوزه رسانه درباره ناترازی در شرایط جنگی گفت: مسئله بنزین امری نیست که یک‌شبه پدید آمده باشد یا ما با شرایط بحرانی آن ناآشنا باشیم؛ به‌گونه‌ای که بگوییم شگفت‌زده یا غافلگیر شده‌ایم. خیر؛ مسئله بنزین و ناترازی آن، چه از ابتدای انقلاب و چه حتی پیش از آن، همواره مطرح بوده است. وی افزود: از دولت شهید رئیسی موضوع ناترازی بنزین مطرح شد و در آن زمان، بنا بر شرایط، تصمیم نهایی گرفته نشد؛ هرچند به سمت تصمیم‌گیری حرکت کرده بودند، اما دولت سیزدهم نیمه کاره به پایان رسید و جمع‌بندی صورت نگرفت. در دولت پزشکیان نیز از همان ابتدا، مسئله بحران انرژی در حوزه‌های بنزین، گاز و گازوئیل مطرح بود و مسئولان کاملاً با آن آشنا بودند.

آسیب فراموشی بحران‌ها

پناهی با تاکید به آسیب فراموشی بحران‌ها افزود: متأسفانه یکی از آسیب‌های موجود در جامعه ما این است که بحران‌ها را فراموش می‌کنیم و هر چند وقت یک‌بار، بنابر اقتضایی یا با جرقه‌ای که زده می‌شود، ناگهان همه به آن موضوع می‌پردازند و مورد توجه قرارش می‌دهند؛ درحالی‌که بحران بنزین، امری مستمر است و باید به‌طور پیوسته درباره‌اش گفت‌وگو و راه‌حل‌ها بررسی می‌شد و آمار تولید و مصرف با جزئیات قابل تفسیر رصد شود.ضرورت تصمیم‌گیری مبتنی بر اطلاعاتاو تاکید کرد: بدون اطلاعات نمی‌توان تصمیم گرفت. صورت‌مسئله‌ای به نام «ناترازی بنزین» وجود دارد؛ یعنی بین تولید و مصرف شکاف هست و مصرف از تولید بیشتر است. این موضوع در طول سال‌های مختلف وجود داشته و دولت‌ها به روش‌های مختلفی آن را مدیریت می‌کردند؛ اعم از واردات، افزایش تولید یا کاهش مصرف به شیوه‌های گوناگون.

ضرورت شفافیت آماری
پناهی به عنوان کارشناس اقتصادی درباره ضرورت شفافیت آماری توضیح داد: موضوع بنزین نیازمند آمار دقیق است. دولت مسئله ناترازی را مطرح می‌کند، اما نمی‌گوید تولیدمان چقدر است، زیرساخت‌های تولیدی‌مان چه وضعیتی دارند (مثلاً آسیب‌دیدگی در جنگ بر چه مبنایی ارزیابی شده، بیش برآورد یا کم برآورد شده است)، و آیا اساساً امکان افزایش تولید وجود دارد یا خیر. برخی کارشناسان همسو با دولت معتقدند حتی اگر امکان افزایش تولید وجود داشته باشد، نباید صرفاً به آن اتکا کرد و باید به‌سراغ بخش مصرف نیز رفت که حرف کاملا اشتباهی است.ابهام در داده‌های مصرفاو افزود: در حال حاضر، آمار دقیق مشخص نیست. قرار بود کارت سوخت وضعیت مصرف را شفاف کند: چه میزان مصرف با کارت آزاد انجام می‌شود، چه میزان با سهمیه‌های ۵ تومانی، ۳ تومانی یا ۱۵۰۰ تومانی؛ و این افراد در چه دسته‌بندی‌هایی قرار می‌گیرند (قشر ضعیف، قشر مرفه و…). چه نوع خودرویی دارند، چه شغلی دارند، تاکسی اینترنتی هستند، مصرف خانوار هستند، همه اینها باید مشخص باشد. اثر تغییر قیمت یا سهمیه بر الگوی مصرف و رفتار چیست؟
لزوم نگاه پازلی و ترکیبی به راه‌حل‌ها
پناهی گفت: وقتی چنین اطلاعاتی داشتیم می‌توان گفت برای حل این مسئله، پازلی در اختیار داریم و باید مشخص کنیم هر بخش آن را چگونه، از کجا و با چه ترتیبی حل کنیم؛ به‌گونه‌ای که تبعات و نتایج هر گام نیز مشخص باشد. حل مشکل بنزین، تک‌راهکاری نیست؛ بلکه ترکیبی از راهکارهاست: کاهش مصرف از یک سو و افزایش تولید از سوی دیگر.
دولت وظایف خودش را فراموش نکند
پناهی با اشاره با به وظایف دولت در قالب پبشنهادات کاربردی گفت: دولت بایستی به صورت ساختاری که نفع مردم هم در آن باشد، مصرف را کاهش بدهد. یعنی توسعه حمل و نقل عمومی، افزایش خدمات الکترونیک یا حذف کارهای بروکراتیک که شهروندان را مجبور به تردد شهری میکند.
وی تاکید کرد: نباید مردم را مقصر دانست، چرا که مردم هزینه تصمیمات بد و تصمیمات دیر مسئولان را پرداخت میکنند، شاید حل بحران بنزین در شرایط غیرتورمی یا شرایط غیرجنگی خیلی ساده تر بود اما با تصمیمات بد و دیر تصمیم گرفتن، فرصت حل مسئله را از دست داده ایم و امروز مجبور به اقداماتی هستیم که تبعات سنگین اقتصادی اجتماعی دارد که در جای خود درباره انجام یا انجام ندادنش بایستی بحث کرد اما هشدار اصلی پرهیز از هر گونه شوک درمانی و غافلگیری مردم است!
جهش ناگهانی و زیاد قیمت بدون فراهم کردن زیرساخت های غیرقیمتی کاهش مصرف منجر به یک فاجعه در کوتاه مدت و افزایش تورم در دراز مدت خواهد شد که در شرایط جنگی بسیار خطرناک است.دولت به جای تمرکز صرف روی قیمت، سراغ خودروها و موتورسیکلت‌های فرسوده برود که این خودروها عمدتاً به نام طبقه محروم اما به کام قاچاقچیان و پرمصرف‌ها تمام می‌شود. چرا دولت نظارت مؤثرتری بر کارت سوخت این خودروها اعمال نمی‌کند تا از استفاده غیرقانونی جلوگیری شود؟ البته این به معنای حذف یکجا و بدون پالایش این خودروها نیست، چرا که شاید واقعا این خودرو مربوط به یک مصرف کننده واقعی از طبقه متوسط باشد.
صدور آنی کارت سوخت، کاهش مشکلات اداری مرتبط با بنزین و تعویض پلاک و حفظ ذخیره بنزین مردم می‌تواند موجب رضایتمندی شود. دولت می‌تواند سهمیه‌های باقی‌مانده در کارت‌ها را نسوزاند و در عوض جلوی استفاده قاچاق را بگیرد. سرپرست خانوار ممکن است ۳۶۰ لیتر ذخیره کرده باشد تا در تعطیلات یا نوروز سفر کند؛ سوزاندن این ذخیره‌ها یا کاهش ناگهانی آن‌ها دردسرهای مردم را افزایش می‌دهد.