سوگیری رسانه‌های جریان اصلی در پوشش جنایات رژیم صهیونیستی

گزارش تحلیلی وب‌سایت آمریکایی The Intercept نشان می‌دهد رسانه‌های جریان اصلی ایالات متحده در پوشش جنگ غزه با بهره‌گیری از الگوهای زبانی، چارچوب‌بندی روایی و انتخاب گزینشی واژگان، تصویری نامتوازن از این جنگ ارائه کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که این شیوه بازنمایی در مجموع به سود رژیم صهیونیستی و به زیان فلسطینی‌ها ارزیابی شده است.

سوگیری رسانه‌های جریان اصلی در پوشش جنایات رژیم صهیونیستی
275619
به گزارش جهت پرس؛ وبسایت آمریکایی The Intercept با انتشار گزارشی تحقیقی نشان می‌دهد بخش مهمی از رسانه‌های جریان اصلی آمریکا در پوشش جنگ غزه به شکل قابل توجهی به سود رژیم صهیونیستی دروازه‌بانی خبری انجام داده‌اند. این تحلیل که بر پایه بررسی گسترده محتوای رسانه‌ای انجام شده، تصویری کمّی از الگوهای زبانی و روایی در رسانه‌های بزرگ ارائه می‌دهد.در این پژوهش بیش از ۱۲ هزار خبر منتشرشده در رسانه‌هایی مانند نیویورک‌تایمز، واشنگتن‌پست، سی‌ان‌ان، پولیتیکو، آکسیوس، USA Today و آسوشیتدپرس بررسی شده است. علاوه بر این، حدود ۵ هزار بخش خبری تلویزیونی در شبکه‌های سی‌ان‌ان و MSNBC نیز مورد تحلیل قرار گرفته است. تمرکز مطالعه بر ماه‌های ابتدایی جنگ غزه بوده؛ دوره‌ای که به گفته نویسنده، چارچوب روایت رسانه‌ای درباره جنگ تثبیت شد و بسیاری از مفاهیم و واژگان کلیدی در همان زمان شکل گرفتند.
یکی از مهم‌ترین یافته‌های این تحلیل مربوط به استفاده از عبارت «حق دفاع از خود» است. در شبکه‌های CNN و MSNBC این عبارت برای رژیم صهیونیستی ۹۴ برابر بیشتر از فلسطینی‌ها به‌کاررفته است. در رسانه‌های چاپی نیز رژیم صهیونیستی بیش از ۱۰۰ برابر بیشتر از فلسطینیان در غزه با این عبارت توصیف شده است. بررسی جزئی‌تر در برخی رسانه‌ها نیز همین الگو را نشان می‌دهد. برای مثال در میان مطالب بررسی‌شده، در نیویورک‌تایمز ۹۹ بار به «حق دفاع از خود» برای رژیم صهیونیستی اشاره شده، درحالی‌که تنها یک‌بار چنین حقی برای فلسطینی‌ها مطرح شده است. در CNN نیز این نسبت ۱۱۸ بار در برابر یک‌بار گزارش شده است. در پولیتیکو نیز ۷۴ بار از حق دفاع رژیم صهیونیستی صحبت شده و هیچ اشاره‌ای به حق دفاع فلسطینی‌ها دیده نمی‌شود.یافته مهم دیگر مربوط به استفاده از واژگان احساسی در توصیف خشونت‌هاست. واژه‌هایی مانند «جنایت»، «سلاخی»، «وحشیانه» یا «قتل‌عام» در پوشش رسانه‌ای عمدتاً برای توصیف حملات فلسطینیان علیه صهیونیست‌ها به کار رفته‌اند. برای نمونه در مطالب بررسی‌شده از نیویورک‌تایمز، حملات فلسطینیان ۱۲۴ بار با واژه «جنایت» و ۵۳ بار با واژه «سلاخی» توصیف شده است، درحالی‌که برای توصیف کشته‌شدن فلسطینی‌ها از این واژگان استفاده نشده است. در آسوشیتدپرس نیز حملات فلسطینیان ۸۰ بار «جنایت» و ۱۸ بار «سلاخی» نامیده شده، اما در مورد قربانیان فلسطینی چنین واژگانی به کار نرفته است. به‌عبارت‌دیگر، در مجموعه‌داده بررسی‌شده، استفاده از این واژگان تند درباره قربانیان فلسطینی عملاً صفر گزارش شده است.
تحلیل The Intercept همچنین نشان می‌دهد که رسانه‌ها به طور گسترده از اصطلاح «سپر انسانی» برای توصیف حضور نیروهای فلسطینی در نزدیکی مناطق غیرنظامی استفاده کرده‌اند؛ اصطلاحی که اغلب در گزارش‌ها برای توضیح یا توجیه و مشروعیت‌بخشی به کشته‌شدن غیرنظامیان در حملات رژیم صهیونیستی به‌کاررفته است.یکی دیگر از الگوهای زبانی مورد اشاره در این تحلیل، استفاده از عبارت‌هایی مانند «Hamas-run» یا «Hamas-controlled» برای ارائه آمار قربانیان فلسطینی است. این عبارت‌ها پس از بمباران بیمارستان الاهلی در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۳ به شکل گسترده وارد ادبیات رسانه‌ای شدند. بر اساس این گزارش، شبکه‌های CNN و MSNBC پیش از آن تاریخ از چنین عبارتی استفاده نکرده بودند، اما پس از افزایش شمار قربانیان در غزه استفاده از آن به‌سرعت افزایش یافت و حتی در مقطعی به یک دستورالعمل تحریریه‌ای در CNN تبدیل شد. این بدان معناست که در اخبار خود می‌گویند این آمار را حماس اعلام کرده یا حماس چنین ادعایی دارد. این در حالی است که نهادهایی مانند سازمان جهانی بهداشت و سازمان‌های حقوق بشری سال‌ها از آمار وزارت بهداشت غزه در گزارش‌های خود استفاده کرده‌اند.مقایسه پوشش رسانه‌ای قربانیان نیز یکی دیگر از محورهای این پژوهش است. تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد قربانیانی که معمولاً برای مخاطبان همدلی بیشتری برمی‌انگیزند، مانند کودکان یا خبرنگاران، در جنگ غزه نسبت به نمونه‌های مشابه در جنگ اوکراین پوشش بسیار کمتری دریافت کرده‌اند. این تفاوت در ۱۰۰ روز نخست جنگ، زمانی که حدود ۲۴ هزار فلسطینی کشته شدند، به‌وضوح قابل‌مشاهده است.
در مجموع، این تحلیل استدلال می‌کند که انتخاب واژگان، چارچوب‌بندی خبرها و نحوه برجسته‌سازی برخی مفاهیم در رسانه‌های جریان اصلی باعث شده تصویر ارائه‌شده از جنگ غزه نامتوازن باشد. به گفته نویسنده، مجموعه این الگوها نشان می‌دهد که در روایت رسانه‌ای، خشونت علیه فلسطینیان کمتر با زبان احساسی یا محکوم‌کننده توصیف شده، درحالی‌که اقدامات طرف مقابل با ادبیات شدیدتر و برجسته‌تر پوشش داده شده است.