سرنوشت پادشاهی که به دُم یک گربه گره خورد بود

به گزارش جهت پرس؛ این داستان طنز و آموزنده فارسی، حکایت پادشاهی است که با سپاهی بزرگ راهی نبرد می‌شود؛ سربازان، اسب‌ها، کمانداران و دویست شتر باری همراه او هستند، اما ورق روزگار خیلی زود برمی‌گردد. ‌ پادشاه شکست می‌خورد و اسیر می‌شود. همان مردی که تا دیروز برای حمل طعام و وسایل مطبخش دویست […]

سرنوشت پادشاهی که به دُم یک گربه گره خورد بود
299582

به گزارش جهت پرس؛ این داستان طنز و آموزنده فارسی، حکایت پادشاهی است که با سپاهی بزرگ راهی نبرد می‌شود؛ سربازان، اسب‌ها، کمانداران و دویست شتر باری همراه او هستند، اما ورق روزگار خیلی زود برمی‌گردد.

پادشاه شکست می‌خورد و اسیر می‌شود. همان مردی که تا دیروز برای حمل طعام و وسایل مطبخش دویست شتر هم کم داشت، حالا آن‌قدر دارایی ندارد که وقتی گربه ظرف غذایش را می‌برد، فقط بتواند به طنز روزگار بخندد.
قصه‌ای طنز درباره قدرت، غرور، شکست و بالا و پایین شدن روزگار؛ اینکه گاهی فاصله میان اوج و فرود، فقط یک روز است.