شرح افکار و برنامههای مدنیزاده
وزیر پیشنهادی اقتصاد سیدعلی مدنیزاده در گفتوگویی تفصیلی با خبرنگار فارس به بیان برنامهها، تفکر و سوابق خود در حوزه اقتصاد پرداخت و به شایعات مطرح شده در خصوص خود و خانوادهاش پاسخ داد.
به گزارش جهت پرس؛ سالهای اخیر، اقتصاد ایران با مجموعهای از چالشهای ساختاری، فشارهای بیرونی و انتظارات فزاینده اجتماعی مواجه بوده است؛ شرایطی که بیش از هر زمان دیگری، لزوم اصلاحات عمیق در حکمرانی اقتصادی کشور را به یک اولویت بیبدیل تبدیل کرده است.
در این میان، نهاد وزارت اقتصاد، بهعنوان قلب تپنده سیاستگذاری مالی، نقشی کلیدی در پیشبرد برنامه هفتم توسعه و تحقق شعار «رشد اقتصادی عدالتمحور» ایفا میکند.
پس از گذشت چند ماه از استیضاح وزیر اقتصاد، اکنون گزینه پیشنهادی رئیسجمهور برای تصدی وزارت امور اقتصادی و دارایی، سید علی مدنیزاده است.
چهرهای دانشگاهی و شناختهشده در حوزه اقتصاد کلان و سیاستگذاری مالی که سابقه حضور در مراکز تصمیمسازی و تدوین برنامههای اقتصادی دولت را در کارنامه دارد، با توجه به معرفی مدنیزاده بهعنوان وزیر پیشنهادی فضای رسانهای سرشار از اظهارات ضدونقیض از مدنی زاده و برنامه او است.
برایآنکه بیپرده از نگاه او به اقتصاد و برنامههایش آگاه شویم در شلوغترین روزهای کاری او با وی به گفتوگو نشستهایم.
این گفتوگو روز شنبه ۷:۳۰ صبح در دفتر سیدعلی مدنیزاده در دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف انجام شده است.
مشروح این گفتوگو به شرح ذیل است:
وزارت اقتصاد، محور سیاستگذاری رشد و عدالت
سؤال: آقای مدنیزاده، بر اساس قانون، چه وظایف و مسئولیتهایی متوجه وزارت اقتصاد است؟
مدنیزاده:بر اساس قانون تشکیل وزارت اقتصاد، وظیفه و مسئولیت سیاستگذاری اقتصادی و مالی کشور و بحث تأمین مالی تولید، به وزارت اقتصاد واگذار شده است.ابزارهایی هم در این راستا در اختیار وزارت اقتصاد قرار داده شده، یعنی تقریباً هر آنچه که شما نیاز دارید برای اینکه بتوانید در کشور در بحث تأمین مالی و همینطور در بحث سیاستگذاری اقتصادی و مالی کمک بکنید، بهویژه در زمینه رشد و تولید، در اختیار وزارت اقتصاد است.
ابزارهای متنوع برای تحرک اقتصادی
سؤال: این ابزارها شامل چه مواردی هستند؟
مدنیزاده: از ساختار بانکهای دولتی که در اختیار وزارت اقتصاد است و بانکهای تخصصی، همچنین سازمان بورس، بیمه، سازمان سرمایهگذاری که بحث سرمایهگذاری خارجی را بیشتر دنبال میکند.
از طرف دیگر سازمان خصوصیسازی ذیل وزارت اقتصاد است که بحثهای خصوصیسازی و مولدسازی داراییهای دولت را پیگیری میکند. خزانهداری هست، سازمان امور مالیاتی هست، گمرکات هم هست.
مدنیزاده: اگر بخواهیم برای رشد کشور برنامهریزی بکنیم و نیاز داشته باشیم که در واقع به نوعی تحریک رشد انجام دهیم یا اصلاحات ساختاری را پیش ببریم تا رشد اتفاق بیفتد، بهویژه رشد جهتمند، ابزارهای متعددی مثل معافیتهای مالیاتی، گمرکی، سیستمهای تأمین مالی متعدد و مختلف در اختیار وزارت اقتصاد قرار داده شده است.

مدنیزاده: وزیر اقتصاد در تقریباً میتوانم بگویم تمامی مصادر تصمیمگیری اقتصادی کشور، از ستاد اقتصادی دولت گرفته، ستاد هماهنگی شورای سران سه قوه، هیئت عالی بانک مرکزی، شورای عالی بورس، کمیسیون اقتصادی دولت و شوراهای متعددی که مسائل اقتصادی کشور در آنها مطرح میشود، یا به عنوان رئیس جلسه شورا حضور دارد یا به عنوان یکی از اعضای کلیدی شورا فعالیت میکند. عملاً این امکان را دارد که بتواند در مسئله سیاستگذاری اقتصادی کمک کند.
مدنیزاده: نکتهای که حائز اهمیت است این است که بر اساس ساختار تعریفشده دولت و قانون موجود، همه آن چیزی که برای این موضوع لازم است، در اختیار وزارت اقتصاد نیست.در برخی از موارد، ابزارها در اختیار بانک مرکزی قرار دارد؛ بهویژه سیاستهای پولی و ارزی، و بخشی از سیاستهای تجاری و صنعتی نیز در اختیار وزارت صمت و سایر وزارتخانههای اقتصادی است.اما وزارت اقتصاد شراکت جدی و تأثیرگذاری جدی در تصمیمسازی و هماهنگکنندگی بین دستگاهی دارد و ابزارهای مشخص خودش را برای پیشبرد کارها در اختیار دارد.
مدنیزاده: قانون برنامه هفتم یک سند بسیار مترقی است که توسط مجلس به تصویب رسیده و ریلگذاریهای نسبتاً خوبی در مسائل و موضوعات مختلف اقتصادی انجام داده است.بر اساس وظیفه قانونی دستگاه اجرایی، بهخصوص وزارت اقتصاد، طبیعتاً باید در اجراییسازی این برنامه تلاش کند و آن را محقق کند.
مدنیزاده: واقعاً به لحاظ کارشناسی هم من تمام این قانون را یک قانون مترقی میدانم، بهویژه در حوزه اقتصادی. این قانون میتواند خیلی کمک کند تا به اهداف مشخصشده نزدیک شویم.اما نکتهای که حائز اهمیت است، این است که از این ریلگذاریهایی که به لحاظ نهادی شکل گرفته، وزارتخانه باید در وهله اول آنها را پیاده کند و در وهله دوم باید تلاش کند این واگنها را روی این ریلها قرار دهد.
مدنیزاده: آنجاست که نقش سیاستگذاری اقتصادی تعیینکننده میشود: از کدامیک از این ریلها بیشتر میخواهد استفاده کند، کدامیک امکانپذیرتر است، کدامیک کمتر. اینجا بحث محدودیت منابع مطرح میشود.ما منابع محدودی داریم و ریلهای متعددی هم در اختیار داریم. باید تصمیم بگیریم از هر کدام به چه مقدار استفاده کنیم. برنامه رشد عدالتمحور در واقع طراحی و سناریوسازی برای رسیدن به اهداف برنامه است.
مدنیزاده: هدف این است که انشاءالله بتوانیم آن رشدی را که در برنامه دیده شده، محقق کنیم.بحث عدالتمحوری از چند بعد قابل توجه است؛ یکی بعد توازن منطقهای یا استانی به تعبیر من. اگر رشد اتفاق بیفتد ولی فقط در یکسری مناطق خاص باشد و کل کشور از این رشد متنعم نشود، این رشد، رشدی مطلوب و پایدار نخواهد بود.
مدنیزاده: برخی مناطق کشور ممکن است همچنان با محرومیت و بیکاری مواجه باشند و رشد درآمد اتفاق نیفتد. تورم در آن مناطق بالاتر خواهد بود.در حالی که در برخی مناطق دیگر که رشد بالایی تجربه میکنند، وضعیت برعکس خواهد بود.
مدنیزاده: فرصت برابر از منظر وزارت اقتصاد، در واقع برنامهریزی متوازن است. من عبارت «متوازن» را بهجای «برابر» به کار میبرم، چون برابری لزوماً مساوی با عدالت نیست.
مدنیزاده: اصولاً باید توازن برقرار باشد و هرکدام از مناطق کشور، بر اساس طرحهای آمایش سرزمین، سهم خود را در توسعه ایفا کنند.در واقع، باید بتوانیم صنایع مختلفی را که بهرهوری بالا دارند و بازگشت سرمایه مطلوبی دارند، به همراه پروژههای مهم زیرساختی کشور، به طور متوازن توسعه دهیم.
مدنیزاده: بحث دوم، رشد متوازن درآمد میان آحاد اقتصادی است. اینکه فقط تعدادی شرکت محدود که از رانت منابع طبیعی یا رانت واردات بهرهمند هستند، رشد کنند ولی بقیه اقتصاد رشدی نداشته باشد، قطعاً رشد مطلوبی نیست. این مدل رشد، نابرابری را بیشتر میکند و در تضاد با مفهوم عدالت است.

مدنیزاده: سومین بُعد مهم ماجرا این است که سیاستهایی که اتخاذ میشوند، چه در راستای استفاده از ریلهای برنامهریزی شده و چه در حوزه اصلاحات، باید به گونهای باشد که به کاهش نابرابری منجر شود.هرگونه اصلاح یا تصمیمگیری اقتصادی، باید با این اطمینان انجام شود که عدالت در آن لحاظ شده، معیشت اقشار ضعیف تأمین شده، و از انباشت ثروت در یک بخش خاص جلوگیری شود. در واقع، سیاستهای توزیعی باید به طور جدی دیده شود.
مدنیزاده: بله. فارغ از اینکه کشور در مسیر توافقات سیاسی قرار دارد یا نه، ما باید برای هر دو حالت برنامه داشته باشیم.این اولین سند مکتوبی است که از سوی دولت تهیه شده که بهصورت مستقل از موضوع توافقات تنظیم شده و نشان میدهد که ما پلن «B» برای اقتصاد کشور داریم.
مدنیزاده: عرض کردم که ما باید ریلها را به حرکت درآوریم. برخی از واگنها را میتوان مستقل از توافقات حرکت داد.مثلاً اصلاح فرایند خصوصیسازی یا اجرای صحیح آن و واگذاری واقعی به مردم، ارتباطی به توافقات خارجی ندارد.یا اصلاح نظام مالیاتی و حرکت بهسوی مالیات هوشمند. این اقدامات را میتوان آغاز کرد و پیش برد، بدون آنکه منتظر توافق باشیم.

مدنیزاده: بله، برخی فعالیتها طبیعتاً وابستگی به خروجیهای مذاکرات دارند. برنامه بهگونهای طراحی شده که اگر تسهیلات تجاری، انتقال فناوری، سرمایهگذاری و منابع مالی خارجی تسهیل شود، بتوانیم موتور رشد را با سرعت بیشتری جلو ببریم. در غیر این صورت، حرکت کندتر خواهد بود.
مدنیزاده: دقیقاً. برخی اصلاحات باید مستقل از تحریمها انجام شود و انجام هم خواهد شد. مابقی برنامهها، متناسب با گشایشهایی که ایجاد میشود، میتوانند با سرعت بیشتری جلو بروند. ما تمام تلاش خود را خواهیم کرد تا از تمام ظرفیتها استفاده کنیم.هرچه گشایشها بیشتر باشد، اثربخشی سیاستها بیشتر خواهد بود؛ چه در جذب سرمایه، چه در انتقال فناوری و چه در اصلاحات ساختاری.
مدنیزاده: واقعیت این است که پاسخ به سوال ساده نست اما دستیابی به این هدف با وجود پیرفت هایی امکان پذیر است
مدنیزاده: این اتفاق زمانی ممکن است که بهرهوری کل اقتصاد کشور بهشدت افزایش یافته باشد.اما این موضوع ابعاد گستردهای دارد که فراتر از اختیارات وزارت اقتصاد است. این مسأله به ساختار حکمرانی اقتصادی کشور و حتی نظام تصمیمگیری در سطوح بالاتر بازمیگردد.
مدنیزاده: اگر بهرهوری افزایش یابد، جذب سرمایه نیز محقق خواهد شد. در آن صورت میتوان امیدوار بود که در یک بازه پنجساله به رشدهای قابلتوجهی برسیم. ما تمام تلاش خود را میکنیم، اما باید اذعان کرد که مرز امکانات وزارت اقتصاد در این زمینه محدود است.
سؤال: محدودیتهای کنونی اقتصاد کشور از چه نواحی میآید؟
مدنیزاده: دو ناحیه اصلی وجود دارد: یکی محدودیتهای ناشی از نظام حکمرانی اقتصادی و تصمیمگیری داخلی؛ دیگری محدودیتهای بیرونی مانند تحریمها. آزادسازی هرکدام از این دو، میتواند به رشد سریعتر اقتصاد کمک کند.
مدنیزاده: قطعاً. کاهش هزینههای مبادله بینالمللی، تجارت و تولید، کمک میکند تا سریعتر حرکت کنیم.همچنین اگر نظام حکمرانی داخلی خود را بهروزرسانی کند و موانعی را که سالها بر سر راه تولید و سرمایهگذاری ایجاد شده، اصلاح نماید، رسیدن به اهداف برنامه امکانپذیرتر خواهد شد.ولی باید اذعان کرد که این مسیر، سخت و نیازمند عزم جدی و هماهنگی فراسازمانی است.
مدنیزاده: اگر منظور از تجربه اجرایی صرفاً تصدی سمتهایی مانند مدیرکلی، معاونت یا معاون وزیر است، بله، سابقهای در این سطوح نداشتهام.

وابستگی خاصی به بودجه دولتی نداشتیم و بیشتر از طریق جذب منابع و ارائه خدمات توانستیم درآمدزایی کنیم، بهطوریکه منابع مالی دانشکده در این مدت، به لحاظ عددی (با در نظر گرفتن تورم) حدود ۱۰ تا ۱۵ برابر افزایش یافت.


مدنیزاده: ابتدا باید عرض کنم که موضوع تابعیت فرزند بنده از همان ابتدا توسط مراجع ذیربط بررسی و تأیید شده و هیچ مغایرت قانونی وجود نداشته است. دختر بنده دو روز پس از دفاع دکترای بنده در خارج از کشور متولد شد و حدود دو ماه بعد نیز به ایران بازگشتیم.به دلیل قانون خاک در کشور محل تولد، به فرزند حق تابعیت داده شده که یک فرآیند قهری و غیرقابل اجتناب است و نه از جانب ما خواسته شده، و نه از سوی او قابل لغو در سنین پایین است.














نظرات
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
از ارسال نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد خودداری کنید.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نماييد.
نظرات پس از تایید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.