آریا عظیمینژاد در 7 فصل پایتخت چه کاری انجام داد؟
قصۀ ملی، موسیقی ملی
وقتی حمید رخشانی پشت دوربین فیلم سینمایی «شب بیستونهم» قرار گرفت تا اثری در ژانر وحشت بسازد کمتر کسی این فکر به ذهنش خطور میکرد که یک اثر از سینمای پس از انقلاب ایران بتواند این گونه سینمایی را با مختصات فرهنگ ایرانی جفتوجور کُند، اما رخشانی توانست از پس این کار برآمده و فیلمی استاندارد بسازد تا بقیه هم متوجه این قضیه شوند که میشود برای ایرانیجماعت با توجه به معیارهای سنتی فرهنگش فیلمی ساخت که در القای حس ترس موفق عمل کُند.
به گزارش جهت پرس؛ با پخش فصل هفتم مجموعه تلویزیونی پایتخت، نگاه اغلب مردم به این سریال جلب شد و آنها دریافتند که میتوانند برای تماشای موقعیتهای طنازانه از حریم امن آثاری که وقایع آنها در تهران میگذرد عبور کُنند و برای مدت زمان کوتاهی هم که شده به شمال ایران و «شیرگاه» بروند و به اتفاقات ریز و درشت زندگی خانواده «معمولی» بخندند. امّا این فقط عوامل جلوی دوربین نبودند که کارشان را تقریباً بهشکلی نُرمال و استاندارد به پایان رساندند، بلکه «آریا عظیمینژاد» بهعنوان یکی از دیرپاترین همکاران این مجموعه نیز کاملاً در خدمت حس و حال جاری در پایتخت بود و کار ساخت موسیقیمتن برای این سریال را در قامت تجربهای نسبتاً متفاوت به سامان رساند؛ متفاوت از این بابت که بیشتر همکاران این آهنگساز از گذشته تاکنون سعی میکنند کار خود را بیشتر براساس مودها و مُدلهای غربی پیش ببرند و علاقهای به استفاده از ظرفیتهای بومی موسیقی ایران ندارند. دستاورد آریا عظیمینژاد را از این بابت میتوان با حمید رخشانی در سینمای ایران مقایسه کرد. رخشانی برای ساختن یک «هارور ایرانی» و عظیمینژاد برای خلق موسیقیمتن یکی از سریالهای مهم رسانه ملی از امکانهایی بهره بردند که کمتر کسی خودش را برای انجام این امور به زحمت میاندازد. در گزارش پیش رو تصمیم داریم تا با وارسی کارنامه آریا عظیمینژاد به فرازهای مهم زندگی هنری این آهنگساز و نگرش متفاوت او نسبت به مقوله موسیقیمتن اشاره کنیم.
شیطان بر فراز پشت بام
هنگامی که کارنامه هنری آریا عظیمینژاد را مرور میکنیم، با طیف قابل توجهی از آثار روبهرو میشویم که تصور حفظ کیفیت کاری برای آهنگسازی که اکنون وارد 52 سالگی خود شده، جالب بهنظر میرسد. او هم در وادی ساخت موسیقیمتن برای فیلمها، سریالها، آثار شبکه نمایش خانگی، نماهنگها، برنامههای تلویزیونی و… تجربههای گران، ارزشمند و مهمی به دست آورده و هم در بُعد خلق و تنظیم ملودی برای خوانندگان، آهنگسازی استخوانخُردکرده محسوب میشود. مخاطبان مردمی او اما، آریا عظیمینژاد را با خلق موسیقیمتن سریال مناسبتی «او یک فرشته بود» میشناسند و به یاد میآورند. در دهه 70 و دنبال آن در دهه 80 با فراهم شدن شرایط، موسیقی در تلویزیون شکل جدیتری به خود گرفت و راه موزیسینهای جوان به دالانها و استودیوهای جام جم باز شد. آریا عظیمینژاد هم یکی از همان جوانها بود که در دهه 70 کارش را در این زمینه آغاز کرد، ولی رفتهرفته به دلیل نقش بستن اسمش در تیتراژهای آثار پُرمخاطب صداوسیما در میان مردم کوچه و بازار شناخته شد. حضور مایههای ژانر وحشت در مجموعه تلویزیونی «او یک فرشته بود» باعث شد تا ساخت موسیقیمتن این سریال با دقت فراوانی از طرف آریا عظیمینژاد صورت بگیرد، چون تا سال 1384 تقریباً هیچ کاری شبیه به این مجموعه در صداوسیما ساخته نشده بود. عظیمینژاد با استفاده از ساز ایرانی «کمانچه» و تلفیق آن با «سینتیسایزر» و استفاده از صدای کُر در ساخت «فضا» بسیار موفق عمل کرد و توانست تماشای عنوانبندی (تیراژ) در تلویزیون را برای بیننده -که تا آن سال در بیشتر اوقات با صدای خواننده همراه بود- به تجربه لذتبخش و وهمآلودی تبدیل کند. کاری که عظیمینژاد در «او یک فرشته بود» با فواصل موسیقی ایرانی انجام داد، تنها چند سال بعد در پایتخت به کارش آمد و توانست گوشها را به شنیدن نتیجه عملکرد خود فرابخواند.
پایتخت 1
فصل اوّل سریال پایتخت در نوروز 1390 نگاهها را به سمت خود دوخت و به یکی از نقاط عطف تلویزیون در سالهای پایانی مدیریت عزتالله ضرغامی بدل شد. اما پیش از هرچیز، این موسیقیمتن عنوانبندی نخست این سریال بود که بسیار در نظر مخاطبان جلب توجه میکرد. در واقع، امتزاج و همپوشانی موسیقی پایتخت با تصاویر تیتراژ باعث میشد تا تماشاگر بتواند به پیشزمینه لازم برای تماشای اثر جدید رسانه ملی دست پیدا کند و با ایده کلی قصه خو بگیرد. آریا عظیمینژاد در گفتوگو با خبرگزاری مهر از شروع کارش در پایتخت و نقش وی در جغرافیایی که ماجرای اصلی در آن میگذرد، گفت: «روز اوّل که درباره پایتخت صحبت شد، قرار بود موضوع این سریال حول خانوادهای باشد که از شهرستان و پس از اتفاقهای بسیار به تهران میآیند. بحث بر سر این بود که این خانواده اهل کجا باشند؛ من سیستان و علیآباد کتول را پیشنهاد دادم که در نتیجه علیآباد و گلستان انتخاب شد. در ابتدا ما از موسیقی کتولی بهره بردیم، اما محدودیتهایی در این موسیقی داشتیم که باعث شد به سمت مازندران و موسیقی محلی این استان حرکت کنیم.» در همین راستا، از «سیدمطلب حسینی» و «سیدحسن حسینی» بهعنوان دو تن از خوانندگان موسیقی کتولی (موسیقی نواحی شرق مازندران) دعوت به عمل آمد تا آنها براساس تمهای شناخته شده مازندرانی وظیفه خوانندگی پایتخت در فصل اول آن را با هدایت آریا عظیمینژاد برعهده بگیرند. براساس گفتههای آهنگساز پایتخت، ظرفیتهای موسیقی کتولی محدود بود و آنها نمیتوانستند در مسیر ساخت فضا برای ماجرای خانواده نقی معمولی و بسط و گسترش قصه با توجه به ظرفیتهای دراماتیک در فصلهای بعد، تنها به موسیقی این بخش از طبرستان اکتفا کنند؛ بر همین مبنا بود که با ادامه سریال در فصلهای بعد، پای مودها، مدلها و تمهای شناختهشده موسیقی ایرانی به پایتخت باز شد.
پایتخت 2
استفاده از صدای سیدمطلب حسینی در فصلهای دوّم، سوم، چهارم و پنجم پایتخت هم به فراخور نیازهای دراماتیک سریال در بزنگاههایی ادامه پیدا کرد، اما ورود به فصل دوّم پایتخت و مسافرت خانواده معمولی به جنوب، باعث شد تا موسیقی محلی مردم جنوب هم در همآوایی با طنین خوش آواهای محلی شنیده شود و در حاشیه و زیر سایه نیز باقی نماند. در همین راستا بود که قنبر راستگو و علی عرب، آوازخوانان شمالی، چون سیدحسن حسینی، سیدمطلب حسینی، محمّدرضا اسحاقی گرجی و زندهیاد ارزمون شکارچیان را همراهی کردند و در قالب قطعات مختلف به کمک سریال آمدند. موسیقی هویتمند آریا عظیمینژاد در پایتخت بههیچوجه زینتالمجلس و دکوری نبود و او با هدف کمک به ساخت موقعیت، درصدد شناساندن موسیقی ملی ایران به نسلهای جدید و قدیمی بود که آشنایی چندانی با سازهای ایرانی نداشتند، چه رسد به اینکه بتوانند از زبان آوازخوان میان لهجهها و گویشهای متفاوت تمایز قائل شوند؛ این هدف ثانویه عظیمینژاد بود که بهخوبی محقق شد و این آهنگساز توانست کارش را به خوبی و خوشی به سرانجام برساند. در این بین، نباید نقش هوشنگ جاوید بهعنوان پژوهشگر موسیقی نواحی و آیینی ایران را در فصل دوم سریال پایتخت فراموش کنیم. او با معرفی دو قطعه از ارزمون و زمان شکارچیان به کمک عظیمینژاد آمد و در مسیر شناساندن موسیقی شرق مازندران به آهنگساز «میم مثل مادر» کمک کرد. مردم مازندران از خانواده شکارچیان بهعنوان راویان موسیقی «گداری» یاد میکنند؛ موسیقیای که از مرکز استان تا غرب گلستان جریان دارد و این خانواده همچنان بر ادامه حیات آن اصرار میورزند.
پایتخت 3
«یکی از اتفاقهای مهم در این مجموعه (پایتخت)، بخش موسیقی است تا بتوانیم ریشههای موسیقی اصیل ایران را در قالب این سریال به مخاطب معرفی کنیم.» آریا عظیمینژاد این عبارات را وقتی به زبان آورد که مردم دیگر حسابی با ترانهها و موسیقیمتن و تیتراژ پایتخت عادت کرده بودند و حضور این آهنگساز و نوای دلنشین ملودیهای او را بهعنوان یکی از ارکان اصلی سریال قلمداد میکردند. در فصل سوم پایتخت، سودای قهرمانی مسابقات کُشتی پیشکسوتان جهان حسابی هوش از سر نقی میبَرد و باعث میشود تا او برای حضور در این بازیها سر از تهران بیاورد. موسیقی در این فصل هم مانند فصلهای قبل و پس از خود کاملاً در خدمت قصه است و در مسیر پرداخت شخصیت و موقعیتی که افراد در آنها قرار میگیرند به ایفای نقش میپردازد. در این فصل، آریا عظیمینژاد علاوه بر استفاده از صدای محمّدرضا اسحاقیگرجی در ترانه عروسی در سفر دارم خدایا، با دعوت از سیدعباد محمّدی رنگ و روی دیگری به اثر میبخشد؛ بهطوریکه پژواک پُرطنین صدای خوشآهنگ این خواننده در قسمتهای پایانی مجموعه و در بخشهای مربوط به مسابقات کُشتی در یاد مخاطبان میماند. عباد محمّدی موسیقی را از سال 1370 با نواختن سازهای کوبهای همچون «دف» و «نقاره» آغاز کرد و در ادامه با خوانندگیاش به شهرت رسید. ملودی آریا عظیمینژاد هارمونی ویژهای با صدای محمّدی برقرار میکرد و در نتیجه باعث میشد تا انتقال حس به مخاطب کار چندان سختی بهنظر نرسد. از اینها گذشته، تلفیق ملودی ترجیعبند قطعه «میخواهم پرواز کنم» در فیلم سینمایی «راکی» از ساختههای مطرح آهنگساز آمریکایی «بیل کانتی» با صدای «عباد محمّدی» از نکات قابل توجه موسیقی متن سریال پایتخت در فصل سوم آن بود.
پایتخت 4
در طولانیترین فصل مجموعه تلویزیونی پایتخت، یعنی فصل 4، «سیدعباد محمّدی» و «محمّدرضا اسحاقی گرجی» بار موسیقیمتن اثر را به دوش کشیدند و کار را جلو بردند. فصل چهارم پایتخت از محل سکونت نقی، ارسطو و خانوادهشان فراتر نرفت و داستان در همان شمال پیش رفت، به همین خاطر هم بود که تیم موسیقی و در رأس آن، آریا عظیمینژاد حداقل بر روی کاغذ کار راحتی را برای جلو بردن پروژه خود در پیش داشتند. نقش اُستاد «محمّدرضا اسحاقیگرجی» اما در این فصل همانند فصل سوم پُررنگ بود و او با دو قطعه «بانوجان» و «نازنین از عشق مُردم» به همراهی گروه پایتخت شتافت. اسحاقی گرجی از دوتارنوازان مشهور مازندران و تنها خنیاگران باقیمانده در این منطقه است که بار سخت موسیقی مقامی مازندران را به دوش میکشد و کارش را پیش میبرد. این هنرمند اکنون در شهر بهشهر به معرفی موسیقی محلی خطه خود مشغول است تا علاقهمندان بتوانند در ادامه راه او را پی بگیرند و به حلقه راویان هنر موسیقی مازندران و همچنین مقامخوانان بپیوندند.
پایتخت 5
فصل پنجم سریال پایتخت، آغاز مسافرت دوباره ارسطو، نقی، هما، باباپنجعلی، بهتاش و… به جایی دور از شیرگاه و علیآباد بود. این خانواده این بار در ترکیه و سپس در سوریه حاضر شدند و یکسوم پایانی سریال طعم گلاویز شدن با داعش را هم چشیدند. فصل پرتنش، مهیج و سرگرمکننده پنج سبب شد تا آریا عظیمینژاد دست به کار شود و به تولید موسیقی جدید بر مبنای تم مشترک فصلهای پیشین بپردازد؛ او در این باره گفت: «در «پایتخت 5» خانواده نقی معمولی به ترکیه سفر کردند. من با موسیقی مناطق مختلف این کشور آشنا هستم و به همین دلیل برای موسیقی فصل پنجم، از موزیک ناحیه «کارادنیز» استفاده کردم. این موسیقی شباهت زیادی به موسیقی مازندران دارد. وقتی با چند نفر از نوازندگان کارادنیز آشنا شدم، از آنها خواستم تا برایم ساز بزنند. هنگامی که صدای ساز آنها را گوش کردم، به این فکر فرو رفتم که آنها میتوانند دستم را بخوانند. این نوازندگان میدانستند که چه چیزی از آنها میخواهم.» اما دلیل شباهت موسیقی کارادنیز به موسیقی کتولی و مازندرانی بهجز قرار گرفتن هر دوی این منطقهها در نزدیکی دریا چه بود؟ وقتی در باب فرهنگ موسیقی کارادنیز صحبت میکنیم، اولین مسئلهای که به ذهنمان راه پیدا میکند، آن است که «کمانچه» همچون موسیقی کتولی و مازندرانی جزء ارکان اصلی سازبندی این گونه از موسیقی بهشمار میرود. در بیشتر ترانههایی که فرهنگ و خاطره موسیقی منطقه کارادنیز را شکل میدهند، از «تولوم» و «کمانچه» بهعنوان ساز محوری استفاده میکنند. یکی دیگر از نکات ویژه این فصل، حضور «حمیدرضا ترکاشوند» بهعنوان خواننده تیتراژ پایانی سریال بود؛ این خواننده پیشتر در فصل یک و دو پایتخت در گروه کُر حضور داشت و با سازندگان این اثر همکاری میکرد. ترکاشوند پیش از این در «چک برگشتی»، با آریا عظیمینژاد و سیروس مقدم کار کرده بود.
پایتخت 6
پیش از آغاز فرایند تولید فصل ششم پایتخت، سیدجلال محمّدی، نوازنده دوتار و سرپرست گروه موسیقی «آوای طبری»، پیشنهاد داد تا آریا عظیمینژاد در پروسه ضبط موسیقی این فصل از صدای «زمان شکارچیان» استفاده کند که این مسئله با موافقت آهنگساز اثر قرار گرفت و باعث شد تا پس از فصل دوم، پای یکی از اعضای خانواده شکارچیان به سریال محبوب پایتخت باز شود. عظیمینژاد در گفتوگو با خبرگزاری مهر عنوان کرد که همکاری با زمان شکارچیان و همینطور باقی اعضای خانواده لذتبخش بود، چون «حس رهایی» عجیبی در موسیقی این خانواده جریان داشت. زمان شکارچیان در ابتدا قائل به همکاری با تیم پایتخت نبود، چون معتقد بود به علت بیمهریهای زیادی که در قبال خدمات پدرش به او و خانواده روا داشته شده، بهتر است که در این کار هم حضور نداشته باشد، اما درنهایت قبول میکند و موسیقی بهعنوان یکی از نقاط قوت فصل پُرحاشیه 6 به مخاطب عرضه میشود.
پایتخت 7
فصل هفتم پایتخت در مسیر جاده خراسان-تاجیکستان و شیرگاه در رفتوآمد بود؛ چنانکه موسیقی نیز از این رفتوآمد میان کاراکترها و لوکیشنها بینصیب نماند و آریا عظیمینژاد را برای بار دیگر به وادی تجربهگرایی با موسیقی نواحی و امتزاج آن با موسیقی ملل و ژانر پاپ کشاند. از زندهنام «دولتمند خالف» تا «میلاد قهاری» و «عبدالبصیر احمدی» و «مهدی کارگر خنار» در این اثر حضور یافتند و هنر خود را به گوش مخاطبان رساندند. در اینجا بیان یک نکته ضروری است و آن این است که از حیث موسیقی مقامی، شباهت زیادی میان موسیقی دستگاهی ایرانی با موسیقی تاجیکستان و مقامهای آنها برقرار است؛ بهنحوی که این هنر میتواند مرزهای موجود میان تاجیکستان و ایران را محو کند و طرحی نو دراندازد. ما در طول تماشای بازی قربان صابر و دیگر بازیگران این مجموعه دریافتیم که از حیث فرهنگی تا چه حد با تاجیکها قرابت داریم و آریا عظیمینژاد با خلق ملودیهای خود توانست این احساس نزدیکی را در فصل هفتم پایتخت به اوج خود برساند.












نظرات
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
از ارسال نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد خودداری کنید.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نماييد.
نظرات پس از تایید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.