نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین: حاج قاسم سلیمانی فلسطین را قلب تپنده منطقه می دانست

نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین با تشریح نگاه راهبردی شهید سپهبد قاسم سلیمانی تأکید کرد که او فراتر از یک فرمانده نظامی، فلسطین را قلب تپنده تحولات منطقه می‌دانست و در عین حمایت همه‌جانبه از مقاومت، به استقلال تصمیم‌گیری فلسطینی‌ها احترام کامل می‌گذاشت؛ رویکردی که به گفته ناصر ابوشریف، امروز نیز در تحولات میدانی و تغییر افکار عمومی جهانی درباره مسئله فلسطین قابل مشاهده است.

نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین: حاج قاسم سلیمانی فلسطین را قلب تپنده منطقه می دانست
274333

به گزارش جهت پرس؛ الناز رحمت نژاد، خبرنگار جبهه مقاومت: نگاهی به تحولات میدانی و تغییرات عمده در آگاهی عمومی غرب نسبت به مسئله فلسطین، ما را به ریشه‌های این تحول رهنمون می‌شود. این تحول را نمی‌توان جدا از درک راهبردی و تعهد عمیق فرماندهان محور مقاومت دانست که در رأس آن‌ها، نام شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی می‌درخشد. ایشان فراتر از یک فرمانده نظامی، یک معمار راهبردی بود که ماهیت درگیری با رژیم صهیونیستی را نبردی وجودی و بلندمدت تعریف کرد. از دیدگاه جنبش جهاد اسلامی فلسطین، حاج قاسم سلیمانی فلسطین را قلب تپنده محور مقاومت می‌دانست و تعهد خود را با صداقت و احترام کامل به استقلال تصمیم‌گیری فلسطینی‌ها پیوند زد. در این گفت‌وگوی تفصیلی، ناصر ابوشریف، نماینده این جنبش در ایران، به تشریح ویژگی‌های برجسته، تأثیرات راهبردی شهادت ایشان و زنده بودن مکتب ایشان در سایه تحولات اخیر غزه پرداخته است که مشروح آن در ادامه می‌آید؛

  1. سردار سلیمانی را از نگاه جنبش جهاد اسلامی فلسطین چگونه توصیف می‌کنید؟ چه ویژگی شخصیتی یا راهبردی در وجود ایشان برای مقاومت فلسطین برجسته‌تر بود؟

از نگاه جنبش جهاد اسلامی فلسطین، شهید فرمانده حاج قاسم سلیمانی صرفاً یک فرمانده نظامی برجسته نبود، بلکه تجسم یک عقل راهبردی و یک دیدگاه جامع در درون محور مقاومت به‌شمار می‌رفت.

او ماهیت درگیری با رژیم صهیونیستی را به‌عنوان نبردی وجودی و بلندمدت درک می‌کرد، نه یک رویارویی نظامی مقطعی. به‌خوبی می‌دانست که این نبرد فقط با سلاح تعیین تکلیف نمی‌شود، بلکه نیازمند صبر راهبردی، انباشت قدرت، شکستن روایت مسلط و بازتعریف اخلاق در وجدان جهانی است.

برجسته‌ترین ویژگی حاج قاسم در قبال فلسطین این بود که هرگز آن را یک پرونده سیاسی یا عرصه نفوذ تلقی نکرد، بلکه قلب تپنده درگیری و قطب‌نمای اخلاقی و تاریخی منطقه می‌دانست.

صداقت در تعهد، تواضع در رفتار و احترام کامل به استقلال تصمیم فلسطینی، از شاخصه‌های اساسی رابطه او با مقاومت فلسطین بود.

  1. شهادت سردار سلیمانی یک ضایعه بزرگ برای محور مقاومت بود. با گذشت چند سال از این واقعه، مهم‌ترین دستاورد و تأثیری که این شهادت به لحاظ راهبردی بر موازنه قوا در منطقه، به‌ویژه در حوزه تقویت گروه‌های مقاومت، گذاشت، چه بود؟

بی‌تردید شهادت ایشان ضایعه‌ای دردناک بود، اما تجربه سال‌های بعد نشان داد که این شهادت به نقطه گذار کیفی در درون محور مقاومت تبدیل شد.

مهم‌ترین تحول، عبور از تکیه بر افراد و رسیدن به نهادینه شدن یک مکتب و منهج پایدار بود. آنچه حاج قاسم به آن باور داشت، امروز به فرهنگ عملی مقاومت بدل شده است؛ وحدت میدان‌ها، اتکا به ظرفیت‌های درونی و انباشت قدرت بدون شتاب‌زدگی.

در آغاز سال ۲۰۲۶ می‌توان با اطمینان گفت که محور مقاومت پخته‌تر، منسجم‌تر و قادرتر به مدیریت یک نبرد پیچیده و طولانی‌مدت شده است؛  این خود یکی از مهم‌ترین دستاوردهای آن شهادت است.

  1. رابطه مستقیمی که بین فرماندهان ارشد جهاد اسلامی فلسطین و سردار سلیمانی وجود داشت، در چه چارچوبی تعریف می‌شد؟ آیا این رابطه صرفاً نظامی بود یا ابعاد مشورتی و سازندگی نیز در آن تعریف شده بود؟

این رابطه هرگز یک رابطه نظامیِ صرف نبود، بلکه شراکتی عمیق در نگاه و مسئولیت محسوب می‌شد. در کنار هماهنگی و حمایت، آنچه اهمیت بیشتری داشت گفت‌وگوی راهبردی مستمر درباره مسیر درگیری، موازنه قوا و چگونگی حفاظت از مقاومت در برابر فرسایش سیاسی و اخلاقی بود.

حاج قاسم به‌طور کامل به ویژگی‌های خاص میدان فلسطین احترام می‌گذاشت و باور داشت که مقاومت تنها زمانی مؤثر است که ریشه در اراده مردم خود داشته باشد و از بیرون بر آن تحمیل نشود.

  1. با تمرکز بر نقش ایشان در مقاومت فلسطین، تأثیر عملی و مستقیم سردار سلیمانی در تقویت توانمندی‌های نظامی و استراتژیک جنبش جهاد اسلامی و سایر گروه‌های مقاومت فلسطین در سال‌های اخیر چه بود؟

آنچه در غزه رخ داد را نمی‌توان جدا از فرآیند انباشتی و بلندمدتی دانست که حاج قاسم سلیمانی در شکل‌گیری آن در محور مقاومت نقش داشت.

او از نخستین کسانی بود که هشدار می‌داد نبرد با رژیم صهیونیستی، پیش از آنکه نبرد سلاح باشد، نبرد روایت، مشروعیت و اخلاق است؛ و لحظه انکشاف بزرگ زمانی فرا می‌رسد که اشغالگر با قربانی‌ای مواجه شود که با وجود همه فشارها، تسلیم نمی‌شود.

ممکن است در نگاه سطحی چنین به نظر برسد که رژیم اشغالگر توانسته است با زور از غزه عبور کند، بکشد، ویران کند و زندگی را نابود سازد؛ اما حقیقت عمیق‌تر این است که غزه به نفرینی تاریخی برای این رژیم و حامیانش تبدیل شد.

غزه، با خون کودکان و زنانش، شکست نخورد؛ بلکه بیش از یک قرن روایت صهیونیستی را که در غرب بر پایه ادعای اخلاق، مظلومیت و دفاع از خود ساخته شده بود، به آتش کشید. آنچه عیان شد، صرفاً حجم جنایت نبود، بلکه ماهیت واقعی این موجودیت به‌عنوان یک پروژه استعمارگر و نژادپرست بود.

  1. برداشت شما از وضعیت فعلی و تداوم راه سردار سلیمانی در سایه تحولات اخیر منطقه مانند وضعیت غزه چیست؟ آیا روحیه و مکتب ایشان امروز در جبهه فلسطین پررنگ‌تر شده است؟

امروز، در آغاز سال ۲۰۲۶، شاهد یک تحول واقعی در آگاهی عمومی غرب هستیم. پرسش‌هایی که دهه‌ها ممنوع بود، اکنون به‌صورت علنی مطرح می‌شود؛ چه کسی متجاوز است؟ چه کسی قربانی است؟

غرب دقیقاً از چه منظومه ارزشی دفاع می‌کند وقتی کشتار غیرنظامیان و ویرانی شهرها را توجیه می‌کند؟ مهم‌تر آنکه این پرسش‌ها دیگر محدود به فعالان یا صداهای حاشیه‌ای نیست، بلکه حتی از درون جریان‌های راست‌گرای غربی نیز شنیده می‌شود؛ از جمله از سوی چهره‌ها و محافلی که پیش‌تر در زمره حامیان بی‌قیدوشرط اسرائیل و حتی جریان‌های نزدیک به ترامپ محسوب می‌شدند.

به این معنا، غزه توانست مسئله فلسطین را بار دیگر به جایگاه مرکزی خود در وجدان جهانی بازگرداند و دیوار سکوت و هراس را درهم بشکند.

  1. تداوم راه و مکتب حاج قاسم سلیمانی را امروز چگونه ارزیابی می‌کنید؟

آنچه امروز شاهد آن هستیم، این است که روح و مکتب حاج قاسم سلیمانی بیش از هر زمان دیگری زنده و جاری است؛ نه به‌عنوان یک فرد، بلکه به‌عنوان یک دیدگاه که می‌گوید: صمود، هرچند پرهزینه، قادر است مسیر تاریخ را تغییر دهد، و مقاومتی که از حق و اخلاق خود دست نکشد، حتی در دل رنج نیز پیروز است. تلاش‌هایی که طی سال‌ها صورت گرفت، در هوا پراکنده نشد، بلکه به این تحول بزرگ انجامید؛ قضیه‌ای زنده‌تر و مشروع‌تر، دشمنی افشاشده‌تر، و محور مقاومتی منسجم‌تر.

  1. اگر قرار باشد به نمایندگی از جنبش جهاد اسلامی فلسطین، پیامی کوتاه خطاب به روح سردار سلیمانی بفرستید، آن پیام چه خواهد بود؟

می‌گویم: ای شهید بزرگ، تو زمانی به فلسطین ایمان آوردی که بسیاری از آن روی گردان شده بودند. امروز آنچه می‌بینیم، ثمره مسیری است که در شکل‌گیری آن سهم داشتی. ما عهد می‌بندیم که امانت باقی بماند، پرسش‌هایی که با خون غزه تحمیل شد بسته نشود، و فلسطین همواره قطب‌نمای این امت بماند.