مرجعیت رسانه‌ای را نمی‌شود در زمین دشمن ساخت!

اظهارات اخیر یک استاد ارتباطات درباره «حق ارتباط» و «بازگشایی بی‌قید و شرط اینترنت» بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا می‌توان بدون حکمرانی رسانه‌ای، در پلتفرم‌های بیگانه به مرجعیت خبری رسید، یا نتیجه چنین رویکردی تنها واگذاری روایت اول به دشمن است؟

مرجعیت رسانه‌ای را نمی‌شود در زمین دشمن ساخت!
274562

به گزارش جهت پرس؛ امروز؛ چهارم بهمن ۱۴۰۴، محمدمهدی فرقانی، استاد ارتباطات و روزنامه‌نگاری، در گفت‌وگویی با اقتصادنیوز به بررسی وضعیت ارتباطی کشور در شرایط بحرانی پرداخت. در ادامه، برخی از محورهای این گفت‌وگو مورد بررسی قرار می‌گیرد.

نخست، آقای فرقانی به موضوع «حق ارتباط» اشاره می‌کند؛ نکته‌ای که در اصل سخنی درست و قابل تأمل است. با این حال، آنچه در این تحلیل مغفول مانده، شرایط خاص و بحرانی کشور است. قطع موقت ارتباطات در چنین وضعیتی، تصمیمی مبتنی بر ملاحظات امنیتی بود و در عمل نیز پس از مدت کوتاهی، مسیرهای ارتباطی یکی پس از دیگری و مشابه روال گذشته، در دسترس مردم قرار گرفت.

محور مهم بعدی، مسئله «مرجعیت رسانه‌ای» است. بدیهی است که هر کشوری مسئولیت مدیریت و حکمرانی بر فضای مجازی و رسانه‌ای خود را بر عهده دارد. اگر در ایران پیش از بروز شرایط بحرانی، سیاست‌گذاری منسجم‌تری در حوزه حکمرانی فضای مجازی صورت می‌گرفت، اساساً نیازی به قطع سراسری اینترنت احساس نمی‌شد.

پرسش اصلی اینجاست که چرا برخی پلتفرم‌ها مانند تلگرام و اینستاگرام مسدود می‌شوند؛ به‌ویژه پلتفرم‌هایی که بخش قابل توجهی از کاربران و نیز کانال‌ها و صفحات خبری در آن‌ها فعال هستند. پاسخ روشن است: آیا این پلتفرم‌ها به قوانین و الزامات حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران پایبندند؟ آیا تضمینی می‌دهند که در شرایط بحرانی، اقدام به محدودسازی رسانه‌های داخلی یا ترویج اخبار جعلی و عملیات روانی دشمن نکنند؟

واقعیت این است که افکار عمومی بارها پاسخ این پرسش را مشاهده کرده است؛ بسته شدن و محدودسازی گسترده صفحات داخلی، و فعالیت برخی کانال‌های تلگرامی در راستای اقدام علیه امنیت ملی، نمونه‌های روشنی از این مسئله است. نمی‌توان انتظار داشت در زمینی بازی کرد که قواعد آن را دشمن تعیین می‌کند و در عین حال، به مرجعیت رسانه‌ای دست یافت.

در خصوص دسترسی رسانه‌های مستقل به اطلاعات نیز ابتدا باید روشن شود که منظور از «رسانه‌های مستقل» چیست. اما درباره کاهش اعتماد عمومی به رسانه‌های داخلی، باید تأکید کرد که این مسئله نتیجه سیاست‌های گذشته و میدان‌دادن به پلتفرم‌های بیگانه و غیرپاسخگوست. این اعتماد قابل بازسازی است و تضعیف رسانه‌های داخلی، نادرست‌ترین گزینه پیشِ‌رو به شمار می‌رود. در تمام دنیا نیز «روایت اول» معمولاً از سوی منابع رسمی همان کشور منتشر می‌شود.

تحلیل آقای فرقانی درباره استفاده از فیلترشکن‌ها و استارلینک نیز قابل نقد است. ایشان دلیل گرایش مردم به این ابزارها را بی‌اعتمادی به رسانه‌های داخلی دانسته و راه‌حل را در بازگشایی بی‌قید و شرط می‌دانند. در حالی که راهکار مؤثر، برخورد قاطع نهادهایی مانند مجلس و قوه قضائیه با فروشندگان فیلترشکن است؛ همان‌گونه که در مواجهه با استارلینک، اقداماتی مشخص صورت گرفت.

آسیب‌های اقتصادی ناشی از قطع اینترنت نیز از جمله محورهای مطرح‌شده در این گفت‌وگوست. با این حال، باید توجه داشت که این آسیب‌ها خود نتیجه سوق‌دادن مردم و کسب‌وکارهایشان به سمت پلتفرم‌های خارجی و غیرپاسخگوست. به‌جای ایجاد بسترها و زیرساخت‌های امن و پایدار داخلی برای کسب‌وکارهای مردمی، آن‌ها را به‌سادگی در اختیار پلتفرم‌های بیگانه قرار دادیم.

در نهایت، اگر با بستن بازوهای رسانه‌ای و ارتباطی دشمن دچار عصبانیت می‌شویم، باید پذیرفت که ریشه مسئله، به نوع تربیت و سیاست‌گذاری ما بازمی‌گردد.

به قلم علیرضا هداوند.