حزب‌الله؛ قدرتی فراتر از سلاح در هندسه جدید مقاومت

سخنرانی اخیر شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله لبنان، صرفاً یک مراسم یادبود نبود؛ بلکه ترسیم نقشه‌ای راهبردی از تداوم مقاومت، ردّ پروژه خلع سلاح و تثبیت منطق بازدارندگی در معادلات لبنان و منطقه بود.

حزب‌الله؛ قدرتی فراتر از سلاح در هندسه جدید مقاومت
274751

به گزارش جهت پرس؛ الناز رحمت نژاد، خبرنگار جبهه مقاومت، سخنرانی شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله لبنان، در مراسم یادبود شهدای شاخص مقاومت، صرفاً یک نطق آیینی یا عاطفی نبود؛ بلکه بیانیه‌ای راهبردی درباره ماهیت قدرت حزب‌الله، منطق بقای مقاومت و جایگاه آن در معادله منطقه‌ایِ در حال دگرگونی به شمار می‌آید. این سخنرانی را باید در بستر هم‌زمانِ سه سطح تحلیل کرد؛ تاریخی–هویتی، ملی–لبنانی و منطقه‌ای–محور مقاومت.

نخست، شیخ نعیم قاسم با برجسته‌سازی سه چهره محوری مقاومت، شیخ راغب حرب، سید عباس موسوی و حاج عماد مغنیه بر یک اصل کلیدی تأکید می‌کند؛ مقاومت یک پروژه فردمحور نیست، بلکه یک جریان تمدنیِ ریشه‌دار است. تکرار این گزاره که «رهبرانی شهید شدند و دیگران آمدند»، پیام روشنی دارد؛ حزب‌الله برخلاف تصور دشمن، با حذف فیزیکی رهبران دچار فروپاشی نمی‌شود. این همان نقطه‌ای است که قدرت واقعی حزب‌الله را از یک سازمان نظامی صرف فراتر می‌برد؛ تداوم‌پذیری مبتنی بر ایمان، ایدئولوژی و نهادسازی.

در سطح دوم، یعنی معادله داخلی لبنان، دبیرکل حزب‌الله صریحاً از خطای راهبردی پروژه خلع سلاح مقاومت سخن می‌گوید. او مقاومت را نه در تعارض با دولت و ارتش، بلکه در چارچوب «دولت، ارتش و مردم» تعریف می‌کند. این بازتعریف، تلاشی هوشمندانه برای خنثی‌سازی دوگانه‌سازیِ تحمیلیِ «دولت در برابر مقاومت» است؛ دوگانه‌ای که سال‌هاست توسط آمریکا و متحدانش برای تضعیف حاکمیت واقعی لبنان پیگیری می‌شود. پیام روشن است؛ خلع سلاح مقاومت، نه تقویت دولت، بلکه گشودن راه تجاوز اسرائیل است.

شیخ نعیم قاسم با تأکید بر اینکه لبنان می‌تواند بدون دیکته‌های خارجی بازسازی شود، به یکی از حساس‌ترین نقاط فشار دشمن اشاره می‌کند: اقتصاد. حزب‌الله تلاش دارد نشان دهد که استقلال سیاسی بدون استقلال تصمیم اقتصادی ممکن نیست و پذیرش «کمک مشروط» غربی، در عمل به گروگان‌گیری حاکمیت ملی منجر می‌شود. این موضع، مقاومت را از یک نیروی صرفاً نظامی به یک بازیگر با درک عمیق از امنیت ملی چندبعدی تبدیل می‌کند.

اما سطح سوم و شاید مهم‌ترین بُعد سخنرانی، پیوند صریح لبنان با محور مقاومت است. تحلیل شیخ نعیم قاسم از وضعیت غزه، کرانه باختری و نقش آمریکا، تصویری یکپارچه از دشمن ارائه می‌دهد: اسرائیل یک موجود توسعه‌طلب است که بدون چراغ سبز و مدیریت آمریکا قادر به تداوم اشغال و نسل‌کشی نیست. در این چارچوب، مقاومت لبنان نه یک واکنش محلی، بلکه بخشی از پاسخ منطقه‌ای به پروژه آمریکایی–اسرائیلی است.

تأکید او بر قدرت بازدارندگی حزب‌الله—«قدرت دفاعی ما را دست کم نگیرید»—نه از سر تهدید احساسی، بلکه در منطق بازدارندگی فعال قابل فهم است. حزب‌الله اعلام می‌کند که آغازگر جنگ نیست، اما هزینه تجاوز را چنان بالا می‌برد که دشمن در محاسباتش دچار تردید شود. این همان معادله‌ای است که در سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۶ شکل گرفت و امروز، با تجربه غزه، ابعاد منطقه‌ای‌تری یافته است.

در نهایت، اشاره صریح به ایران و رهبری آن، صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی نیست؛ بلکه تأکید بر ستون فقرات محور مقاومت است. از نگاه حزب‌الله، استقامت ایران، ضامن توازن قوا در منطقه و عامل شکست‌ناپذیری پروژه مقاومت است.

سخنرانی شیخ نعیم قاسم، اعلام یک واقعیت است؛ حزب‌الله نه در موضع دفاعیِ ضعیف، بلکه در موقعیت قدرتِ صبور ایستاده است؛ قدرتی که می‌داند چه زمانی سکوت کند، چه زمانی هشدار دهد و چه زمانی، اگر تحمیل شود، پاسخ قاطع بدهد. در هندسه جدید منطقه، مقاومت نه یک استثناء، بلکه یک قاعده رو به گسترش است.