در گفتگو با جهت پرس مطرح شد
تأثیر انتصاب احتمالی رافائل گروسی بر سازمان ملل متحد و چالش استقلال در برابر نفوذ آمریکا
با مطرح شدن نام رافائل گروسی بهعنوان گزینه دبیرکلی سازمان ملل برای دوره ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۱، تحلیلها نشان میدهد که حتی تغییر دبیرکل هم نمیتواند استقلال واقعی این نهاد بینالمللی را تضمین کند؛ ساختار سازمان ملل همچنان تحت سلطه حق وتوی آمریکا قرار دارد و تصمیمات مهم در مسائل جهانی، بهویژه پرونده فلسطین و دیگر بحرانهای منطقهای، با محدودیت و بنبست مواجه خواهد شد.
به گزارش جهت پرس؛ الناز رحمت نژاد: با توجه به تحولات پیچیده ژئوپلیتیکی منطقه و جهان، گمانهزنیها درباره آینده سازمان ملل متحد و رهبری آن در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی، اهمیت ویژهای یافته است. در همین راستا، مطرح شدن نام «رافائل گروسی»، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به عنوان یکی از گزینههای احتمالی برای دبیرکلی این سازمان در دوره ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۱، سؤالات متعددی را در خصوص مسیر آتی دیپلماسی جهانی، رویکرد سازمان ملل در قبال مسائل منطقهای، بهویژه پرونده هستهای ایران، و توازن قدرتهای بینالمللی به وجود آورده است.
با دکتر شیخ محمد صالح الموعد، سخنگوی شورای علمای فلسطین به گفت و گو پرداختیم که مشروح آن در ادامه گزارش می آید؛
اگر گروسی به عنوان دبیرکل سازمان ملل متحد منصوب شود، آیا رویکرد سازمان ملل متحد نسبت به فلسطین و رژیم صهیونیستی تغییر خواهد کرد؟
گروسی فردی است که بر اساس اصول آرژانتینی و سوابق مدیریتی خود در آژانس، مانند مخالفت با روایتهای نادرست درباره برنامه هستهای صلحآمیز ایران، دارای موضعی منفی نیست و همواره به دنبال راهحلهای مسالمتآمیز بوده است.
با این حال، تأکید میشود که انتصاب او تأثیر تعیینکنندهای بر عملکرد کلی سازمان نخواهد داشت؛ اولا، تصمیمات سازمان ملل مستقل نیستند و تحت سلطه حق وتوی آمریکا و دخالتهای آن قرار دارند. دوما، در طول تاریخ مشاهده شده است که تصمیمات بینالمللی، بهویژه آنهایی که علیه «موجودیت صهیونیستی» اتخاذ میشوند، به دلیل عدم حمایت قدرتهای اصلی، اجرا نشدهاند. سوما، آمریکا نقش محوری دارد و همواره موضعی حمایتی نسبت به «موجودیت صهیونیستی» اتخاذ میکند. چهارما، استقلال واقعی در ساختار سازمان ملل وجود ندارد و عملکرد آن به تصمیمات شورای امنیت و مجمع عمومی وابسته است.
چه نوع رابطهای بین کشورهایی که رویکرد مستقلی نسبت به واشنگتن اتخاذ میکنند، مانند ایران، عراق، لبنان و یمن و سازمان ملل متحد تحت نظر گروسی وجود خواهد داشت؟
هر کشوری که خواهان تأیید و بهترین روابط با آمریکا باشد، باید بر اساس تسلیم و رضا، تابع سیاستهای آمریکا از جمله حمایت از موجودیت صهیونیستی عمل کند.
کشورهایی مانند ایران، عراق، لبنان و یمن به دلیل دشمنی ذاتی با موجودیت صهیونیستی که آمریکا مطلقاً از آن حمایت میکند، نمیتوانند به طور کامل تابع سیاستهای آمریکا باشند.
در این شرایط، سازمان ملل، چه در دوران گوتریش و چه گروسی، ناتوان است؛ زیرا آمریکا هر تصمیمی را که علیه موجودیت صهیونیستی باشد، با استفاده از حق وتو رد میکند. این مسئله باعث فلج شدن تصمیمات میشود.
کشورها باید سیاستی جدید برای مقابله با این سلطه آمریکا بر سازمان ملل اتخاذ کنند؛ آمار استفاده از حق وتو نشان میدهد که این ابزار عمدتاً برای حفاظت از منافع صهیونیستی به کار میرود.
انتخاب گروسی چه پیام روشنی برای آینده سازمانهای بینالمللی ارسال میکند؟ آیا این نهادها کاملاً از ماهیت فنی و سازمانی خود به عرصه سیاسی غربی تغییر خواهند کرد؟
دبیرکل آینده، حتی اگر گروسی باشد، نمیتواند در تصمیمات سیاسی و اجرای آنها تأثیر اساسی بگذارد، زیرا حق وتوی آمریکا پابرجاست.
ممکن است تغییراتی در حمایت از سازمانهای فنیتر مانند آنروا یا رسیدگی به مسائل آوارگان فلسطین و سودان رخ دهد، زیرا اینها جزو وظایف ذاتی سازمان هستند. همانطور که اشاره شد غرب نفوذ زیادی بر سازمان ملل دارد و در مسائلی مانند روز جهانی ابراهیمی و همجنسگرایی، علیه اسلام و تمدنها توطئه میکند.
تا زمانی که قیمومیت آمریکا و هرگونه حق وتو از سازمان ملل برداشته نشود و تصمیمات صرفاً با رأی اکثریت گرفته نشوند، تصمیمات سازمان فلج خواهند ماند و مشکلات اساسی جهان، بهویژه جهان سوم، آوارگان و محرومان، حل نخواهد شد.













نظرات
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
از ارسال نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد خودداری کنید.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نماييد.
نظرات پس از تایید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.