پایگاه خبری تحلیلی جهت پرس

عضو اصلاح طلب هیئت رئیسه مجلس دهم معتقد است: جریانی که آذر منصوری رئیس آن(جبهه اصلاحات) باشد مشروعیت ندارد.
منتشر شده در 27 دی 1402
در سرویس

محمدعلی وکیلی چهره سیاسی اصلاح طلب و مدیرمسئول روزنامه ابتکار را می‌توان تا حدی متفاوت از سایر اصلاح طلبان دانست؛ چرا که در بسیاری از موارد حاضر به تکرار موضع هماهنگ شده اصلاح طلبان نیست و حق را می‌گوید.

وکیلی معتقد است میزان مشارکت در انتخابات مجلس امسال حدود 45 درصد است که اگر سید محمد خاتمی دوباره «تکرار می‌کنم» را تکرار کند، 10 درصد به این آمار اضافه خواهد شد.

در انتقاد از اصلاح طلبان هم صریح است و می گوید شورای شهر پنجم و شهرداری گذشته که دربست در اختیار جریان اصلاحات بود، «اصلاح طلبان» را از چشم مردم تهران انداخت. همچنان هم تاکید دارد برای جریانی که رئیس آن آذر منصوری باشد مشروعیت قائل نیست.

ممنون از وقتی که برای گفتگو اختصاص دادید. آقای وکیلی؛ کمتر از 45 روز تا انتخابات مجلس مانده، ارزیابی شما از وضعیت سیاسی کشور چیست؟
همواره راهبرد نظام برگزاری انتخابات خوب بوده است. در معادله‌ای بین انتخابات خوب یا نتیجه دلخواه در این سالیان راهبرد نظام انتخابات خوب بود. معنای انتخابات خوب، انتخابات مشارکتی و رقابتی بود فارغ از اینکه نتیجه چه باشد. ولی بعضاً در این سالیان این راهبرد با دلبستگی بخشی از جریانات سیاسی و یا بخشی از حاکمیت تعارض داشت چون دنبال نتیجه دلخواه بودند.

نتیجه دلخواه با انتخابات خوب ضرورتاً همراه نبود بعضا هم نتیجه دلخواه تابع انتخابات بد بود. انتخابات بد یعنی انتخاباتی که با مشارکت حداقلی و یک انتخابات حداقلی بود ولی با نتیجه دلخواه مثل انتخاباتی که در سال 98 انجام شد.

در سال 98 یک انتخابات بد داشتیم ولی نتیجه دلخواه برای یک جریان سیاسی رقم خورد. الآن هم راهبرد نظام آنچنان که رهبری در این مدت مکرر تاکید می‌کنند همچنان انتخابات خوب است یعنی انتخابات مشارکتی و رقابتی و این لزوماً تابعی از نتیجه دلخواه نیست.

**مشارکت بالای 45 درصد خواهد بود

برداشتم این است که یک بدعتی توسط مجلس کنونی گذاشته شد تحت عنوان پیش ثبت نام و این پیش ثبت نام عرصه را برای نخبگان جامعه تنگ کرد و اصلاً بخش نخبگانی جامعه را غافلگیر کرد. بدون اینکه جامعه توجیه شود که اصلاً کارکرد این پیش ثبت نام چه هست ناگهان معلوم شد با تکیه بر زمان پیش ثبت نام فرصت برای ثبت نام نخبگان در زمان اصلی ثبت نام دیگر وجود ندارد به همین جهت سبد ثبت نام شدگان حداقل از نظر جریان اصلاح طلب سبد غنی به حساب نمی‌آید. خُب حالا همان سبد ثبت نام شدگان هم به دلیل روش جدیدی که در این دوره شاهد بودیم و اینکه هیات‌های اجرایی ورود کردند همچون خود هیات‌های نظارت به مسئله صلاحیت‌ها ورود محتوایی کردند خُب این هم باعث ریزشی شد. در حال حاضر حتی اگر شورای محترم نگهبان در نتیجه اولیه هیات‌های نظارت تجدیدنظر کند و با یک مدارایی تعدادی از این ردصلاحیت شده‌ها یا عدم احرازی‌ها را برگرداند باز هم بر اساس برآوردها یک جریان سیاسی همچنان کُمیتش در انتخابات لنگ است و دستش برای رقابت خالی است و همچنان می توان گفت که انتخابات 1402 هم انتخابات بین جریان اصولگرا است تا بین جریان اصلاح طلب و اصولگرا. یعنی یک انتخابات درون جریانی را شاهد خواهیم بود. با این اوصاف با توجه به آمارهایی که از شهرستان‌ها می‌آید پیش بینی خودم مشارکت بالای 45 درصد خواهد بود به نظر من این میزان مشارکت، مشارکت خوبی است.

یعنی میزان مشارکت در این انتخابات مجلس از دوره قبل بیشتر می‌شود؟
با توجه به وضعیتی که هم اکنون در شهرستان‌ها شاهد هستیم به نظر من از دور قبل بیشتر می‌شود.

در تهران هم میزان مشارکت بیشتر از دوره قبل است؟
در تهران به نظر من وضع به مراتب از دور قبل بدتر می‌شود به هر حال دور قبل یک لیستکی (لیست ناقصی) اصلاح طلبان داشتند که به ظاهر شکل انتخابات در تهران رقابتی بود اما تا الآن بعید است که جریان اصلاح طلب در تهران به لیست برسد. اگر هم جریاناتی بخواهند لیستی دهند این لیست اصلاح طلبان به حساب نمی‌آید. یعنی اصلاح طلبانی که به اصطلاح شناسنامه دارند و با بودن آن‌ها مثلا شور انتخاباتی ایجاد می‌شود بعید می‌دانم در تهران به لیست برسند و به همین جهت در تهران ضرورتاً یک انتخابات درون جریانی بین لیست‌های مختلف اصولگرایان خواهد بود.

اینکه می فرمایید احتمالاً اصلاح طلبان در تهران لیست ندارند در حالی است که الان درباره سر لیستی اصلاح طلبان صحبت‌هایی مطرح است.
این سوال را باید از احزاب اصلاح طلب بپرسید من آدم حزبی اصلاح طلبی به حساب نمی‌آیم. ولی به عنوان یک تحلیلگر صحنه و اطلاعاتی هم که از ثبت‌نام شدگان دارم خیلی بعید می‌دانم که اصلاح طلبان به لیست برسند چه برسد که سر لیست معرفی کنند.

**تنها زمین بازی اصلاح طلبی در ایران انتخابات است

شما فرمودید سال 98 انتخابات به نفع جریانی بود که به دنبال نتیجه دلخواه بود از طرفی گفتید که اصلاح طلبان برای انتخابات مجلس در سال 98 لیست داشتند. این که یعنی اصلاح طلبان در سال 98 در رقابت‌های انتخاباتی شرکت کرده بودند؟
آن لیست اصلاح طلبان، لیستکی بود، من واژه‌ها را با دقت به کار می‌برم. عرض کردم اصلاح طلبان در سال 98 به لیستکی رسیدند. ولی آن باعث نشد که جریانات اصلاح طلب یک پارچه بیایند پای انتخابات به دلیل اینکه با قهر مردم با صندوق رای مواجه شدند و خود جریانات هم دچار یک اشتباه راهبردی شدند. آن‌ها هم ترجیح دادند مثل بدنه مردم با صندوق رای قهر کنند و حضور پیدا نکنند. به عقیده من خطای بسیار راهبردی بود که اصلاح طلبان در آن زمان مرتکب شدند و هم اکنون هم این خطا را دارند مرتکب می‌شوند. درست است که منتقد فرآیندها هستیم ولی نباید فرصت طلبانه با صندوق رای برخورد کنیم اگر صندوق رای لزوماً به نفع ما بود پای صندوق بیاییم ولی اگر به نفع ما نبود با صندوق رای قهر کنیم.

به هر حال صندوق رای تنها زمین بازی ما است و تنها زمین بازی اصلاح طلبی در ایران انتخابات است. به عقیده من در هر صورت این زمین بازی نباید تغییر کند تا زمانی که مِتُدولوژی اصلاح طلبی وجود دارد. اگر کسی از اصلاح طلبی بیرون رفته و می‌خواهد کار چریکی کند آن بحث دیگری است ولی اگر کسی می‌خواهد کار اصلاح طلبی کند همچنان زمین بازی آن، انتخابات است.

یعنی اصلاح طلبان با صندوق رای، فرصت طلبانه برخورد می‌کنند؟
نتیجه خودتان را نگیرید. عرض کردم در انتخابات سال 98 به نظر من فرصت طلبانه عمل شد نباید با صندوق رای شرطی برخورد کنیم. اگر آمدیم صندوق رای را مشروط کردیم به نتیجه، می‌شود فرصت طلبانه؛ همان طور که جریان اصولگر با اصل انتخابات فرصت طلبانه برخورد می‌کند. یعنی انتخابات خوب را به نتیجه دلخواه می‌فروشد در حالی که انتخابات خوب راهبرد نظام است.

اصلاح طلبان هم اگر صندوق رای را مشروط کنند به نتیجه دلخواه‌شان و به شرط برنده بودن به پای صندوق رای بیایند این هم یک اقدام فرصت طلبانه است.

برای افزایش مشارکت در این فرصت باقیمانده تا انتخابات چه اقداماتی باید انجام شود؟
یکسری اقدامات ساختاری است که زمان آن از دست رفته است یعنی مجموعه‌ای از اقدامات ساختاری باید انجام می‌شد تا به یک انتخابات خوب می‌رسیدم آن اقدامات ساختاری و رویکردی زمانش از دست رفته است.

یکی اینکه این بدعت پیش ثبت نام را باید برمی‌داشتند و اجازه می‌دادند که در مجال فراخی و در یک مجال تعریف شده قانونی همه نخبگان ثبت نام  می‌کردند.

دوم اینکه همین الآن به نظر من شورای نگهبان باز می‌تواند بر مشارکت تاثیرگذار باشد. همواره انتقاد داشتیم به این رویکرد که شورای نگهبان اصل را بر عدم صلاحیت می‌گذارد مگر خلافش ثابت شود بنابراین وظیفه خودش را احراز صلاحیت می‌داند در حالی که معتقد هستیم که مطابق مُر قانون وظیفه شورای نگهبان احراز عدم صلاحیت است نه احراز صلاحیت. یعنی برداشت از قانون این است که همه کسانی که می‌آیند دارای صلاحیت محتوایی هستند یعنی این التزام‌هایی که در قانون آمده این امر قلبی است و با اظهار کفایت می‌کند. هر کسی هم که برای انتخاب شدن می‌آید فرم وزارت کشور را می‌گیرد که در این فرم همه آن التزام‌ها آمده است و آن شخصی که می‌آید آن را  امضا می‌کند در حقیقت دارد اظهار وفاداری می‌کند و بنابراین برای صلاحیتش کفایت می‌کند.

خُب مسائل شکلی مانند مدرک تحصیلی، سلامت جسمانی و سوءپیشنه باید احراز شود به اینها شرایط شکلی می‌گویند که برمی‌گردد به اهلیت. ولی در ارتباط با حوزه صلاحیت که مربوط است به اخلاقیات و صلاحیت فردی که در قالب التزام‌ها آمده اصل بر این است که همه دارای صلاحیت هستند مگر اینکه خلافش ثابت شود. در حالی که دستگاه‌های نظارتی اصل را بر اینکه همه فاقد صلاحیت هستند گذاشتند مگر اینکه خلافش ثابت شود و اگر دلیلی برای عدم صلاحیت شما پیدا نکردند و شما نتوانستید دلیلی برای صلاحیت خود ارائه دهید به همین دلیل شما مشمول عدم احراز می‌شوید. به این خاطر ستونی در لیست تایید صلاحیت‌ها به نام ستون عدم احراز داریم که این ستون طولانی‌تر از ستون صلاحیت دارها و بی صلاحیت‌ها است و این ستون خلاف قانون است.

این ستونی که خیل عظیمی از ثبت‌نام شدگان را از حق انتخاب شدن محروم می‌کند. الآن شورای نگهبان می‌تواند این ستون را پاک کند. یعنی ما مواجه می‌شویم با دو دسته ثبت نام شده یا صلاحیت دارند یا ندارند. اگر صلاحیت ندارند به حکم قانون باید معلوم شود و اگر صلاحیت هم دارند به حکم طبیعت و اصل است، اصل این است که همه دارای صلاحیت هستند. بنابراین شورای نگهبان و هیات‌های نظارت باید برای عدم صلاحیت افراد دلیل قانع کننده ارائه کنند نه اینکه افراد برای صلاحیت داری خودشان بروند دلیل بتراشند و اصل این است که همه صلاحیت دارند. رهبری هم ظاهراً همین نظر را دارند حتی در دیداری که اخیرا خدمت آقای رئیسی بودیم ایشان هم به صراحت همین را گفتند که ما معتقد هستیم که همه دارای صلاحیت هستند مگر «ما خرج بالدلیل» و قانون اساسی هم همین را می‌گوید. بنابراین این یک گام بسیار مهمی است که نشان می‌دهد ما برخی از رویکردهای مان را حاضریم به نفع مشارکت تغییر دهیم.

اینکه نمی‌شود سیستم یک قدم نسبت به رویکردها، رفتارها و ساختارهایش عقب ننشیند ولی انتظار داشته باشد مردم مانند 40 سال پیش همچنان وسط میدان باشند. یک قدم نسبت به برخی از رویکردها و سیاست‌های غلط عقب بنشینید آن وقت می‌بینید مردم 2 قدم جلو می‌آیند.

**پرونده‌های روی میز افکار عمومی باعث ناامیدی مردم شده است

من در آن جلسه‌ای که خدمت آقای رئیسی بودیم گفتم که یک اقدامات و یک پرونده‌هایی در اختیار خود دولت است و این پرونده‌ها روی میز افکار عمومی است. تا زمانی که این پرونده‌ها باز است روی افکار عمومی اثر معکوس می‌گذارد و اثر امیدوار کننده نمی‌گذارد. مردم باید امیدوار شوند تا بیایند مشارکت کنند.

آن پرونده‌ها چه هست؟ من چندتا از آن‌ها را برشمردم گفتم که چرایی و چگونگی شکل‌گیری ابر فسادی به نام «دبش» روی میز افکار عمومی مثل خوره دارد امید مردم را از بین می‌برد و ما به عنوان حاکمیت آن را بصورت رازآلود رها کنیم و توضیح قانع کننده هم ندهیم که چرا این شکل گرفته؟ فرآیندهای غلط چه بوده که به این ابر پرونده رسیده است.

وقتی رازآلود بماند مردم تفسیر خودشان را می‌کنند تفسیری که مردم می‌کنند منطبق بر خواست ما به عنوان حکومت نخواهد بود و بصورت طبیعی روی امید مردم تاثیر می‌گذارد.

دوم پرونده عدم اجرای مصوبه واردات خودروهای دست دوم است. این مجلس یازدهم از نظر من یک دانه مصوب مردمی داشت و آن مصوبه واردات خودروهای دست دوم بود. شما از مبدا مصوبه این قانون تا الان ببینید که چطوری مانند یک توپ سرگردان بین بخش‌های مختلف دولت پاس کاری می‌شود و ریشخندی برای افکار عمومی است.

فکر می‌کنند این طوری راز آلود کردن پرونده ها و مطالبات مردم حل مسئله است در حالی که این پاک کردن صورت مسئله است و تاثیر عجیبی بر امید مردم می گذارد.

سوم اینکه شما به عنوان یک کاربر از اینترنت با این کیفیت راضی هستید؟ مردم هم راضی نیستند اما در همین شرایط به جای ارتقا کیفیت می روند و اینترنت را گران می کنند این تاثیر منفی روی افکار عمومی می گذارد یا نه؟ می دانید که دسترسی این نوجوانان با فیلتر شکن به شبکه های اجتماعی چه رهاورد ویرانگری دارد و از طریق این فیلتر شکن‌ها که نان آن فقط در جیب یک مُشت آقازاده و یا ویژه خوار می‌رود دودمان خانواده ها به باد می رود.

فقط اینها نیست پرونده های زیادی روی میز افکار عمومی است که وقتی تبیین درستی نمی‌شود و توضیح روشنی ندارد و همین طوری آن را رها کردیم خُب اثر مخرب روی افکار عمومی خواهد گذاشت. این پرونده ها را اگر تعیین تکلیف کنند حتما امید به مشارکت بالا می رود. کافیست همین مصوبه واردات خودروهای دست دوم را در آستانه انتخابات اجرایی کنند و یک تاثیری روی این فضای دلالی و آشفته بازار خودرو بگذارد و حتما روی مشارکت تاثیر گذار است.

بنابراین مشارکت این نیست که من و شما بتوانیم با توصیه اخلاقی و یا دستوری آن را محقق کنیم مشارکت رویه ی سکه امید است. مشارکت ارمغان تقویت امید در جامعه است.

**«تکرار می‌کنم» خاتمی 10 درصد مشارکت را افزایش می‌دهد

حضور اصلاح طلبان چقدر می‌تواند در افزایش مشارکت در انتخابات تاثیر بگذارد؟ منظور حضور چهره‌های مطرح اصلاح طلب و برندهای این جریان است.
حتما می‌تواند تاثیر گذار باشد. حتما اگر آقای خاتمی دوباره «تکرار می‌کنم» را بیاید و تکرار کند حتما موجی از مشارکت ایجاد می‌شود. اما ما این طرف خط می‌گوییم که انتقاد داریم که چرا آقای خاتمی این کار را نمی‌کند و معتقدیم که آقای خاتمی این کار را باید بکند. اما اگر شما می‌دانید که «تکرار می‌کنم» آقای خاتمی روی مشارکت تاثیر می گذارد چرا با خاتمی آشتی نمی‌کنید.

با «تکرار می‌کنم» آقای خاتمی چقدر میزان مشارکت افزایش پیدا می‌کند؟ آن 45 درصدی که درباره میزان مشارکت پیش بینی کردید، چند درصد می‌شود؟
به نظرم به مرز 55 درصد می رسد حداقل 10 درصد تاثیر می گذارد

در شهر تهران چقدر تاثیر دارد؟
در تهران اگر مثلا مطابق نظرسنجی ها نرخ مشارکت 15 درصد باشد آقای خاتمی با ورودش این را به 25 درصد می‌رساند.

چقدر اصلاح طلبان را در وضع کنونی و ناامیدی و کاهش مشارکت مقصر می‌دانید؟
حتما نحوه تصمیم گیری پیرامون بنزین در سال 98 تیر خلاصی بود بر مشارکت مردم در تهران و تیر خلاصی بر شانس ما در مجلس یازدهم بود. سیاست های دولت ها بر امید مردم تاثیر می گذارد و حتما آن سیاه نمایی که اصولگرایان تندرو و اصلاح طلبان تندرو علیه مجلس دهم انجام دادند و ناکارآمد نمایی که از مجلس دهم شکل دادند حتما بر نرخ پایین مشارکت در سال 98 تاثیر گذاشت.

**در مجلس دهم بداخلاقی می‌کرد

به غیر از ماجرای بنزین در سال 98 موارد دیگری هم از سوی دولت بوده که بر کاهش مشارکت نقش داشته باشند؟ عملکرد وزرا و اعضای دولت؟ مثلا به تعبیر خود شما ژنرال زنگنه آدم ترسویی بود و نمی توانست نفت بفروشد.
یکی از جفاها همین است من در تحلیل اینکه کدام شکل از دولت ها می‌تواند موفق باشد آمدم زنگنه را مثال زدم گفتم دولت آقای روحانی به رغم اینکه کارهایش اتقان داشت به دلیل اینکه در منظومه اعتماد نبود کارهایش مقبول نمی‌افتاد و گفتم که دولت کنونی اگر چه در فهم مسئله مشکل دارد ولی اگر مسئله را درست تشخیص دهند در جواب مشکلی ندارند به عبارتی گفتم که دولت قبل در فهم مسئله مشکل نداشت به علت اینکه کارشناس بود ولی به دلیل اینکه در منظومه اعتماد قرار نمی گرفت در جواب هایش مشکل داشت بعد مثال آوردم گفتم که آقای زنگنه در فهم مسئله یک ژنرال بود هر موضوعی را چه داخلی چه جهانی با ایشان مطرح می کردید طوری تشریح می‌کرد که انگار در آن صحنه حضور داشته و جزئیاتش را می‌داند. اعتبار جهانی هم داشت به این دلیل که من شواهد داشتم که وقتی زنگنه اوپک می رود چقدر اعتبار داشت.

اما اینکه آقای زنگنه با وجود تسلط کارشناسی بتواند نفت را به صورت قاچاق در زمان تحریم بفروشد، اینطور نبود. گفتم زنگنه نمی‌توانست به این دلیل که به او می‌گفتیم یک تاجری یا شرکتی حاضر شده نفت را به صورت قاچاقی بفروشد مکرر می‌گفت از اینکه یک جوانی بخواهد در آینده به این خاطر من را محاکمه کند من این کار را نمی‌کنم.

آقای اوجی که به هیچ وجه تجربه و اشراف آقای زنگنه را نداشت و در مقایسه با آقای زنگنه مثلا یک افسر به حساب می آید ولی به دلیل اینکه نمی‌ترسد و در منظومه اعتماد نظام قرار دارد در فروش نفت در شرایط تحریم موفق‌تر از زنگنه است. معناش این است که آقای زنگنه برای فروش نفت در شرایط تحریم به دلیل اینکه در منظومه اعتماد نظام نیست آن کارایی لازم را ندارد و معناش این نیست که آقای زنگنه آدم ضعیفی است.

**شواری شهر و شهرداری اصلاح طلب، اصلاح طلبان را از چشم مردم تهران انداخت

آقای وکیلی؛ اصلاح طلبان وقتی سرکار هستند کاری برای مردم نمی‌کنند. مثلا محسن هاشمی رئیس شورای شهر پنجم خودشان گفته بودند که شورای شهر کاری برای مردم نکرده است از طرفی هم عملکرد فراکسیون امید درمجلس دهم و دولت روحانی. پس چرا دوباره اصلاح طلبان می خواهند سرکار بیایند؟
این خود انتقادی چیز خوبی است. اشکال آقای هاشمی به عملکرد شورای پنجم یا شهرداری در زمان اصلاح طلبان اشکال واردی است. پاشنه آشیل اصلاح طلبان شهرداری تهران بود و اصلاح طلبان را از چشم مردم تهران انداخت. تهران همیشه انتخاب اصلاح طلبانه داشت و مردم تهران مردم اصلاح طلبی هستند ولی عملکرد شواری شهر و شهرداری اصلاح طلب در تهران اصلاح طلبان را از چشم مردم تهران انداخت. در حال حاضر هم شهرداری و شورای شهر اصولگرای تهران پاشنه آشیل نابودی اصولگرایان خواهند بود.

**فکر جایگزینی هاشمی توهم است

 شما در جایی گفته بودید که آقای روحانی برای اصلاح طلبان آبرویی نگذاشته است. اما در حال حاضر برخی رسانه‌های اصلاح طلب می‌گویند که چاره‌ای جز روحانی نداریم.
نه این هم از آن جملات تحریف شده است. من همین چند روز قبل سرمقاله‌ای نوشتم که آن سرمقاله نقد آقای روحانی است. در آن سرمقاله نوشتم که آقای روحانی در مراسم هفتمین سالگرد مرحوم هاشمی از تنهایی ایشان یاد کردند من نوشتم آن چیزی که من شاهد بودم احساس تنهایی آقای هاشمی در دولت آقای روحانی حتی بیشتر از دولت آقای احمدی نژاد بود.

یا نقد بالاتر اینکه به هیچ وجه کسی نمی تواند هاشمی دوم شود یعنی هر کسی که فکر کند می‌تواند هاشمی رفسنجانی شود بسیار توهم برداشته که می‌تواند هاشمی شود. هاشمی یک کاریزمایی داشت که این کاریزما خلق دیروز و امروز نبود حاصل  70 سال مبارزه و نقش آفرینی در تحولات ایران بود که هاشمی را هاشمی کرد و امثال من با خواست آقای هاشمی امثال روحانی  را همراهی می‌کردیم. و گرنه اگر به خواست آقای هاشمی نبود نه خلقیات‌مان و نه اندیشه ما با آقای روحانی هیچ نسبتی نداشت.

من در دور دوم سخنگوی آقای روحانی بودم ولی همه اینها به اراده و خواست آقای هاشمی بود  والا ما نه خلقا و نه از لحاظ فکری هیچ نسبتی نمی توانستیم با روحانی داشته باشیم. بنابراین آقای هاشمی، آقای هاشمی بود و هیچ کسی نمی تواند هاشمی رفسنجانی شود تا اطلاع ثانوی.

بالاتر از این در سال 96 بعد از پیروزی آقای روحانی در انتخابات گفتم که آقای روحانی برای ما حکم آن پدری را دارد که به بچه خود گفت برو دختر دلخواه خودت را انتخاب کن تا دخترعمویت را به تو دهیم. اما به هر حال آقای روحانی در دولت 8 ساله‌اش یک کارنامه ای داشت الآن هم دوستان ما کارنامه ای دارند. من حتی یک دفعه گفتم آقای روحانی تنهاترین سیاستمدار ایران خواهد شد ولی در حال حاضر این حرفم نقض شده آقای روحانی دیگر تنهاترین سیاست مدار تاریخ ایران نیست.

**رئیسی آدم صادق و بسیار پرتحرکی است

به نظر شما کارهای مثبت دولت آقای رئیسی در این مدت چه بوده؟
دولت آقای رئیسی مشکل فهم مسئله دارد. امتیازات دولت آقای رئیسی برای شخص آقای رئیسی است آقای رئیسی به نظر من خودش آدم صادق و آدم بسیار پرتحرکی است ولی دولت به صداقت شخص رئیس جمهور و به تحرک رئیس جمهور کارش پیش نمی رود. دولت کنونی انسجامی در صف اقتصادی خود ندارد. بنگاه های بزرگ اقتصادی در بلاتکلیفی به سر میبرد به دلیل اینکه به کسانی سپرده  شده که اهلیت اداره بنگاه های بزرگ را ندارند و فاقد تجریه و حرفه ای گری لازم هستند و نرخ حیف منابع در دولت کنونی به مراتب خیلی بیشتر از دولت پشین خواهد بود و اینها اشکالات است.

اما یکی از امتیازات دولت آقای رئیسی این است که سطح بگومگوها به سطح هرم قدرت نمی رسد. مثلا رئیس جمهور وارد جدال با هرم قدرت نمی شود و در دولت های قبل این را شاهد بودیم. رئیس جمهور و دولت ها خودشان باید بخشی از راه حل باشند. گاهی در دولت های پیشین  رئیس دولت به جای اینکه بخشی از راه حل باشد خودش بخشی از مسئله می شد.

**بی خبری روحانی از زمان اجرای مصوبه بنزین دست کمی از بی صداقتی ندارد

شما فرمودید آقای رئیسی انسان صادقی هستند؛ این را مقایسه کنید با صحبت‌های آقای روحانی پس از ماجرای افزایش قیمت بنزین در سال 98 که گفتند «من خودم تازه صبح جمعه فهمیدم».
نمی‌شود که گفت آن بی صداقتی است؛ آن تصمیم غلط بود نه اینکه تصمیم گرفتن درباره بنزین غلط است. در حال حاضر هم تصمیم نگرفتن درباره موضوع بنزین غلط است اما آن تصمیم با آن کیفیت پیرامون بنزین در سال 98 غلط بود. ممکن است آقای روحانی تصمیم را گرفته باشد و اجرای آن را مثلا به جمع بندی دستگاه های اجرایی سپرده باشد. این سپردن اجرا به دستگاه های دیگر و بعد صبح جمعه خبردار شدن ممکن است درست باشد اما خود این اشکال است. عدم اطلاع رئیس جمهور از زمان اجرای این مصوبه پرمسئله دست کمی از بی صداقتی ندارد. چراکه نتیجه مهم است چه اطلاع داشته باشی چه نداشته باشی وقتی روز جمعه قرار است اجرا شود و شما صبح جمعه متوجه می شوی نتیجه آن یکی است. یک تصمیمی در جلسه سران سه قوه گرفتید آن تصمیم بدون ارزیابی ابعاد اجتماعی و بدون برآرودپیامدها اتخاذ شده است.

ما در مجلس بحثمان با آقای لاریجانی این بود که در مجلس یک سناریویی دیگری را برای افزایش قیمت بنزین بررسی کرده بودیم و روی آن توافق داشتیم. آنقدر پیرامون آن سناریو بررسی شده بود فکر می کردیم که اگر اجرا شود هم مشکل هدر رفت بنزین به دلیل ارزانی حل میشد هم به نفع طبقات ضعیف جامعه بود. در حال حاضر هم پیشنهادم برای دولت کنونی این است و دنبال اجرای این سناریو بروند.

این سناریو برای افزایش قیمت بنزین چه بود؟
می‌گفتیم با جای اینکه سهمیه بنزین را بر اساس پلاک خودرو دهید. سهمیه بنزین را فردی کنید. پیشنهاد مشخص خودم و آقای مطهری این بود که شما به هر ایرانی 15 لیتر در ماه سهمیه بنزین حتی به قیمت هزار تومان دهید. این سهمیه برای هر نفر ذخیره می شود مازاد بر این را لیتری 10 هزار تومان کنید یا الآن لیتری 20 هزار تومان شود. اگر یک خانواده 5 نفره این سهمیه 15 لیتری فردی را مصرف نکرد یا اینکه این خانواده خودرو دارد ولی ترجیح می دهد آن را بیرون نیاورد آن زمان دولت با اتکا به این درآمدی که از مابه تفاوت قیمت بنزین سهمیه‌ای افراد و قیمت بنزین آزاد بدست می‌آورد سهمیه شما را بخرد مثلاً مجموع آن برای همین خانواده 5 نفره 75 لیتر می‌شود در چنین شرایطی شما به عنوان کسی که مصرف زیاد ندارید ترجیح می دادید که داراها بیشتر مصرف کنند به دلیل که از رهگذر مصرف بالای آن ها درآمد بیشتری برای طبقات پایین‌تر ایجاد می‌شود بعد طبقات مختلف جامعه ترجیح می‌دهند که از وسایل نقلیه عمومی به جای وسیله شخصی استفاده کنند. تهران قفل شده؛ به دلیل اینکه بنزین از آب ارزان تر است و اکثر خودروها تک سرنشین آن هم برای یک کار معمولی تردد می‌کنند. اگر بنزین گران شود این اتفاق دیگر نمی‌افتد و بر اساس این طرح پیشنهادی به خاطر پرداخت آن مابه تفاوت قیمت بنزین به افراد، دیگر ترجیح می دهند از خودرو استفاده نکنند و در مصرف بنزین صرفه جویی کنند.

آن زمان انتقاد و اعتراض ما نسبت به آقای روحانی این بود که شما رفتید بدترین سناریوی ممکن را پیرامون گرانی بنزین اجرا کردید در حالی که سناریوهای مختلفی دیگری وجود داشت. بنزین زیاد گران نشد ولی روی تورم تاثیر گذاشت. اجرای این سناریویی که درباره بنزین عرض کردم به ضرس قاطع می‌توان گفت که تاثیرش بر روی تورم بسیار حداقلی خواهد بود و این منبع ملی را اینطور تبدیل به دود و ترافیک نمی‌کنیم. الآن هم رویشان نمی‌شود که بگویند مجبوریم با نرخ مصرف روزانه 120 میلیون لیتر، بنزین وارد کنیم. حالا چه اتفاقی می‌افتد احتمالا منابعی برای واردات بنزین ندارند و فاجعه ای که دارد اتفاق می افتد این است که به واحدهای تولیدی فشار می‌آورند برای افزایش تولید بدون اینکه در کیفیت متریال دقت شود.

به نظر شما آقای رئیسی برای دور دوم ریاست جمهوری رای می‌آورند؟
اگر وضع این باشد خیلی بعید است.

یعنی آقای رئیسی، رئیس جمهور تک دوره‌ای می‌شوند؟
بله اگر وضع به همین صورت باشد. مگر اینکه هم ترکیب دولت ایشان تغییرات اساسی کند و هم تِم حرکت دولت تغییر کند. تِم حرکت بر دولت آقای رئیسی تِم حل مشکلات معیشتی مردم و روی زمین نیست. این تِم، تِمی نیست که بتواند امیدواری ایجاد کند و تابع ترکیب است. اگر قرار باشد آقای رئیسی برای انتخابات آینده پایگاه رای بسازد ترکیب این دولت و حرکت تیمی دولت آقای رئیسی باید تغییر اساسی کند.

فرض کنید آقای رئیسی به هر دلیلی در دور دوم رئیس جمهور نشود، شما کدام چهره را برای ریاست جمهوری مناسب می‌دانید؟
حالا تا آن موقع. همان زمان درباره آن صحبت می‌کنیم.

 به مجلس دهم که خودتان عضو هیات رئیسه آن بودید چه نمره‌ای می‌دهید؟
در مقایسه با مجلس یازدهم نمره 20 می‌دهم اما در مقایسه با انتظارات مردم نمره 10 را می‌دهم.

به مجلس فعلی(یازدهم) چه نمره‌ای می دهید؟
مجلس یازدهم در مقایسه با مجلس دهم نمره‌اش 5 است. در مقایسه با انتظارات مردم نمره‌اش 15 زیر صفر است.

**لاریجانی «پارلمانتاریسم» است؛ قالیباف مهندس عملیات

 عملکرد آقای لاریجانی در مجلس دهم را چطور ارزیابی می‌کنید؟ ریاست آقای قالیباف بر مجلس یازدهم را چطور؟
آقای لاریجانی نماد یک «پارلمانتاریسم» موفق است. آقای قالیباف نماد یک مهندس عملیات است نه «پارلمانتاریسم» به نظرم آقای قالیباف ظرفیتش در عملیات است نه در ستاد.

اینکه آقای وکیلی با خیلی از اصلاح طلبان تفاوت دارد، دلیلش چیست؟ شما صریحاً درباره انتخابات ریاست جمهوری فرمودید «عارف و خاتمی هم می‌آمدند شانس پیروزی نداشتیم». یا اینکه در ماجرای دیدار پوتین و رئیسی موضع متفاوتی گرفتید؟
 اینکه آن زمان گفتم عارف و خاتمی هم می‌آمدند شانس پیروزی نداشتیم درباره قهر مردم عرض کردم. دولت آقای روحانی و مجموعه اصولگرایان ضد اصلاح طلب کاری کردند که مردمی که پایگاه رای اصلاح طلبان بودند با صندوق رای قهر کرده بودند و گفتم با این قهری که مردم کرده بودند حتی اگر این دوستان ما هم بیایند شانس زیادی ندارند.

**جریانی که آذر منصوری رئیس آن باشد مشروعیت ندارد

دلیل موضع گیری صریح شما درباره جبهه اصلاحات و خانم آذر منصوری چیست؟ از تعبیر کودتای اتحاد ملت استفاده کردید؟
ما که اردوگاه شاخ شکسته‌ها هستیم؛ دیگر برای چه حتما می خواهید من را وادار کنید که ناخنک بزنم. همه می دانند که من مشروعیت برای جریانی که رئیس آن خانم آذر منصوری باشد قائل نیستم و این را بارها گفتم و تکرار آن خصومت زا است.

شما از رزمندگان دفاع مقدس هستید. نظرتان درباره فتنه «زن، زندگی، آزادی» با میدان داری جریانات کومله و تجزیه طلب چیست؟
از روز اول حادثه غم انگیز و تراژدیک مهسا امینی هر هفته سرمقاله نوشتم و در آنجا دیدگاه هایم را پیرامون این موضوع شفاف نوشتم. گفتم که یک روی حوادث سال گذشته رونمایی از ناکامی های که داشتیم بود و سر باز‎ کرده بود و بهانه می خواست و این حادثه بهانه شد برای اینکه رونمایی شود. رونمایی از اینکه یک جاهایی را غلط آمدیم، جوانان زیادی را از دست دادیم، بخشی زیادی از مردم گرفتار شدند، امید مردم کاهش پیدا کرده، شکاف اجتماعی رخ داده و شکاف دولت و ملت اتفاق افتاده است.

درست است که پروژه «مهسا»، پروژه براندازها شد ولی این پروژه در دل خودش یک واقعیت هایی را رونمایی کرد. واقعیت های وجود داشت که این پروژه این طور استارت خورد اگر آن واقعیت ها نبود که اصلا این پروژه این طور استارت نمی خورد و نباید آن واقعیت ها را فراموش کنیم.

بله براندازان که چشم دیدن عزت ملت ایران را ندارند تلاش کردند که از موضع غم انگیز مهسا امینی به نفع اهداف خودکامه و خودخواهانه خودشان که عمدتاً اسباب سازمان‌های جاسوسی موساد، انگلیس و آمریکا بودند بهره ببرند و بارها نوشتم که از آن اپوزیسیونی که در آن ظرف یکسال آمد خودش را عرضه کرد و عیارش مشخص شد، معلوم شد که راهی جزء جمهوری اسلامی نداریم اما از طرفی معلوم شد که جمهوری اسلامی یک اشکالات بسیار اساسی پیدا کرده است.

**جمهوری اسلامی تنها راه ما است/ آلترناتیو هم ندارد

راه نجات مردم ایران، رضا پهلوی نیست در همان زمان نوشتم که اگر فرش قرمز از فرودگاه مهرآباد تا سعدآباد برای رضا پهلوی پهن شود اگر تمام آسمان ایران برای رضا پهلوی اَمن شود و اگر در آن فراخوانی که برای وکالت داده بود 90 درصد مردم ایران به رضا پهلوی رای می‌دادند یا اگر تمام دنیا پشت رضا پهلوی بیاید من تضمین می کنم که رضا پهلوی جرات اینکه سوار هواپیما شود و به فرودگاه مهرآباد بیاید را ندارد.

از رضا پهلوی برای مردم ایران ناجی درست نمی‌شود. تکلیف مریم آدم کُش هم که روشن است. تکلیف بقیه این سلبریتی‌های واداده هم که معلوم است. کسی وجود ندارد که آلترناتیو جمهوری اسلامی شود.

جمهوری اسلامی تنها راه ما است ولی تنها راه جمهوری اسلامی برای ماندگاری اصلاحات است. جمهوری اسلامی با شرایط کنونی خود برانداز است. تسلب بر شرایط کنونی در  حقیقت خود براندازی است باید با عبرت از وقایع و تحولات سال گذشته امور را اصلاح کنیم و این شکافی که اتفاق افتاده باید به صورت واقعی پُر کرد نه بصورت تصنعی؛ چراکه این شکاف واقعی است.

ملتی که ملت هوش مصنوعی است و فرزندان هوش مصنوعی دارند به میدان تصمیم گیری و مطالبه گری می آیند مگر می شود برای یک جوان محصول هوش مصنوعی و در پلتفرم هوش مصنوعی دارد بارور می شود یک عده پیرمرد تصمیم بگیرد.

حالا ممکن است یک شخصی باشد سنش بالا باشد اما جز انسان‌های به روز باشد. به عنوان مثال رهبری اندیشه جوانی دارند برای اینکه درک درستی از جامعه و جهان دارند، اهل مطالعه، ورزش و اطلاع هستند چند نفر مانند ایشان وجود دارند؟

برای انتخابات پیش‌رو ثبت نام کرده بودید اما انصراف دادید؛ پشیمان نیستید؟
نه من انصراف ندادم. در پیش ثبت نام، ثبت نام کردم و اعلام کردم که برای مرزبندی با براندازان ثبت نام کردم در مرحله اصلی ثبت نام نکردم و اعلام کردم که برای براندازی برای مرزبندی با براندازن داخلی ثبت نام نمی‌کنم.

**به نفع روحانی است ردصلاحیت شود

به نظر شما صلاحیت آقای روحانی برای انتخابات مجلس خبرگان تایید می‌شود؟
احتمال می‌دادم ولی در حال حاضر چیزهای دیگری می‌شنوم. به نفع شخص آقای روحانی است که تایید صلاحیت نشود ولی به نفع نظام است که تایید صلاحیت شود.

 شما در جایی گفته بودید که مرحوم هاشمی در انتهای عمرشان نسبت به آقای روحانی پشیمان بودند، این را می‌شود توضیح دهید؟
ناراحت بودند نمی‌توانم بگویم پشیمان بودند. در همین سرمقاله‌ام خاطره‌ام را از آقای هاشمی نوشتم.

خاطره ناگفته‌ای از آقای هاشمی در این رابطه دارید؟
حالا خیلی شخصی می‌شود من خودم جز منتقدان حاکمان و سیاستمدارانی هستم که حوزه سیاست را شخصی می‌کنند ولی خیلی چیزها دارم که پیرامون نوع نگاه آقای هاشمی به آقای روحانی در اواخر عمر آقای هاشمی بگویم ولی شخصی می‌شود و ترجیح می‌دهم که نگویم شاید یک روزی بیان کردم.

هر سال در ایام سالگرد وفات مرحوم هاشمی، فرزندان شان اظهاراتی را درباره نحوه فوت مشکوک ایشان مطرح می‌کنند. نظر شما در این رابطه چیست؟
 به نظرم قضاوت‌های محسن هاشمی قضاوت‌های پخته‌ای است و تا به حال ندیدم که پیرامون چگونگی مرگ مرحوم هاشمی صحبتی کرده باشد. اما به هر حال این موضوع هم جزء همان موضوعاتی می‌باشد که همچنان رازآلود روی میز افکار عمومی است و فکر می‌کنم با توئیت و اطلاعیه قابل حل نیست با توجه به حساسیت آن حتما این موضوع توسط یک گروه متخصص در آن زمان بررسی درستی شده است. چرا نمی‌آیند نتیجه کالبد شکافی و تشریح فیزیولوژی و تشخیص‌های علمی را بیان کنند. چرا باید این موضوع روی میز مثلا فاطمه هاشمی و آقای شمخانی باشد.

**فاطمه هاشمی عاطفی به فوت پدرش نگاه می‌کند

آقای شمخانی آن زمان دبیر شورای عالی امنیت ملی بودند؟
به هر حال درباره این نوع موضوعات باید کارشناسان متخصص در آن حوزه صحبت کنند نمی‌دانم آن موقع خانواده آقای هاشمی با توجه به همان شایعاتی که وجود داشت آیا آدم امینی را از پزشکی قانونی فرستادند و با تایید این خانواده برای کالبدشکافی رفتند. قاعدتا باید این اتفاق می افتد به دلیل اینکه موضوعی است که می‌تواند تا سالها به عنوان یک علامت سوال در ذهن افکار عمومی باقی بماند. دختر آقای هاشمی حتما عاطفی به این موضوع نگاه می‌کند و حالا ممکن است یک کسی عاطفی یک چیزی را هم بگوید که شاید دقیق هم نباشد.

اما موضوعی نیست که با توئیت آقای شمخانی هم حل شود؛ توئیت در چنین موضوعاتی باورپذیر نیست. مثلا در موضوع خانم مهسا امینی باید پزشک مورد اعتماد خانواده ایشان می‌رفت برای کالبدشکافی و آن تیم پزشکان باید می‌آمدند درست تشریح می کردند. اظهارات فرمانده نیروی انتظامی و یا دیگران در آن شرایط نمی‌توانست افکار عمومی را آرام کند و یا باورپذیر باشد.
باید آن تیم مرضی الطرفین تخصصی که سوگند اخلاق پزشکی یاد کردند آنها باید می‌آمدند ذیل سوگندشان توضیح می دادند. در مورد موضع آقای هاشمی هم اینطور است.

**حیف است لاریجانی در جایگاه حکمرانی و مدیریتی کشور نباشد

از آقای لاریجانی خبر دارید؟ چقدر فعال هستند؟ این تکذیبیه اخیر آقای لاریجانی که قابل باور نبود! در جایی گفته بودید که نبود لاریجانی برای کشور حیف است؟!
اینکه مدام می‌گویند آقای لاریجانی می‌خواهد لیست دهد به نظرم شوخی است. بعید می‌دانم که آقای لاریجانی به دنبال این باشد که لیست دهند. ممکن است دوست داشته باشد افراد نزدیک به خودش به مجلس بروند چنانکه ممکن است به برخی هم برای کاندیداتوری توصیه کرده باشند ولی آقای لاریجانی که حزبی نیست؛ در کف اصولگرایی و کف اصلاح‌طلبی تعریف می‌شود. من پیرامون خود آقای لاریجانی گفتم حیف است با توجه به این ظرفیتی که دارد در جایگاه حکمرانی و مدیریتی کشور نباشد. با توجه به هوشی که دارد در جایگاهی که قرار می گیرد می‌تواند آدم موفقی باشد.

ممنون از وقتی که در اختیار گذاشتید.
من هم از شما تشکر می کنم.

اشتراک گذاری :
jhtp.ir/155350

اخبار پیشنهادی

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار ویژه

تبلیغات

اخبار جدید

شبکه های اجتماعی