نارضایتی و ناامیدی؛ نتیجه جنگ روایتها یا واقعیتهای کشور؟
داود مدرسیان در مقالهای به نارضایتی مردم از وضعیت کشور پرداخته و میپرسد که آیا این نارضایتی ناشی از جنگ روایتها است یا واقعیات اقتصادی و اجتماعی؟ او معتقد است که مشکلات اصلی کشور بیشتر به دلیل واقعیتهای اقتصادی است تا تاثیر رسانههای بیگانه.
به گزارش جهت پرس؛ در حاشیه پیام رهبر بزرگوار انقلاب به صداوسیما داود مدرسیان نوشت:
به نظر میرسد ادبیات و ساختار پیام اخیر رهبر انقلاب خطاب به مدیران صداوسیما، حاکی از نارضایتی ایشان از عملکرد این دستگاه بزرگ و رسمی رسانهای و تبلیغاتی است.
برخی از تحلیلگران(انقلابیها) معتقدند رهبر انقلاب با این پیام بدون سلام و والسلام و بدون تشریفات و آداب مرسوم ایشان، نارضایتی خود را از ضعف صداوسیما در جهاد تبیین و ارائه دستاوردها و روایت دقیق و دست اول از پیروزیها و عملکرد واقعی نظام جمهوری اسلامی است.
برخی دیگر از تحلیگران هم(بیشتر اصلاحطلبان) معتقدند نارضایتی رهبری بخاطر کاهش جایگاه صداوسیما در اذهان عمومی و صداوسیما با سیاست غلط حذف و ممنوعالتصویر کردن برخی سلبریتیها و چهرهها(از فردوسی پور و علی ضیاء تا رامبد جوان و احسان علیخانی و غیره) و تعطیلی برخی برنامههای پرمخاطب(خندوانه، دورهمی و ..) دچار ریزش مخاطب شده.
فارغ از این دو دیدگاه که شاید مقابل همدیگر باشند و هر دو میکوشند نظر رهبری را مطابق با نظر خود معنا کنند، یک سوال جدیتری مطرح است و آن این است که نارضایتی فعلی و ناامیدی در جامعه، ناشی از جنگ روایتها و جنگ تبلیغاتی و روانی است یا ناشی از واقعیتهای میدانی؟
به نظرم پاسخ به سوال فوق مهمتر است. جنگ روایتها خود یک واقعیت است؛ در قرن گذشته، یکی از راهبردهای اصلی قدرتهای بزرگ آمریکا و اتحاد شوروی در جنگ سرد، جنگ روایتها بوده. جنگ روایتها هم عامل شکلگیری خیلی از جنگها بوده، هم منبع تامینکننده منابع مالی، منابع انسانی و تجهیزات جنگها و هم پیش برنده و عامل خیلی از پیروزیها.
بیش از سهدهه است که قدرتهای بزرگ خصوصاً آمریکا از این ابزار علیه ایران استفاده کرده است. روایتِ رویدادها و پدیدهها و جنگها توسط غولهای رسانهای از طریق اخبار، مستند، گزارش، فیلم، سریال، انیمیشن و کاریکاتور!
دولت آمریکا هرساله رسماً بودجههای کلانی را برای اقدامات نرم علیه جمهوری اسلامی تصویب میکند. اینها قابل انکار نیست. لذا جنگ روایتها حتماً یکی از عوامل نارضایتیها و ناامیدیهاست.
اما میتوان مفصل نوشت که عامل مهمتر و موثرتر از جنگ روایتها در ایجاد نارضایتی در ایران، سیاستهای اقتصادی و فرهنگی خود حاکمیت، سه قوه، دولتها و مجالس و … است.
سه دهه است که ارزش پول ملی، پله پله سقوط میکند؛ فشار هزینههای زندگی بیشتر و بیشتر میشود؛ تورم، جمعیت بیشتری را به زیر خط فقر کشانده و حداقل یک سوم جمعیت کشور در دهه ۹۰ به زیر خط فقر کشیده شده؛ هزینه مسکن، درمان، آموزش و خوراک کمرشکن شده. فساد اداری و اقتصادی افزایش یافته.
معتقدم حتی اگر رسانههای دشمن و فضای مجازی در داخل وجود نداشت باز واقعیات موجود کشور، این نارضایتی و ناامیدی را بوجود میآورد. نقشِ جنگ روایتها را در تزریق ناامیدی به جامعه انکار نمیکنم ولی عرض میکنم که اصل، واقعیتهای موجود هستند و رسانههای بیگانه نقش کاتالیزور(شتابدهنده) دارند.
در چنین فضایی، صداوسیمای بیچاره چه کند؟ من از ضعفهای صداوسیما دفاع نمی کنم بلکه معتقدم این صداوسیما، صدای مردم نیست. صدای اکثریتهای سِنی و اقتصادی نیست. صدای ۱۵ میلیون کارگر، ۴ میلیون دانشجو، یک میلیون معلم، ۴ میلیون کارمند، ۱۳ میلیون دانش آموز، ۲۵ میلیون روستایی و سایر اقشار نیست.
به فرض هم تمام شبکهها در تمام ساعات شبانه روز بخواهند روایت پیروزمندانه از دستاوردها و پیشرفتها و مقایسه با رژیم پهلوی و روایت پیروزی در سیاست خارجه را پمپاژ کنند، آیا حقیقتاً روایت مردم تغییر خواهد کرد؟ آیا رضایتمندی ایجاد میشود؟ آیا امیدواری افزایش مییابد؟









نظرات
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
از ارسال نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد خودداری کنید.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نماييد.
نظرات پس از تایید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.