ناگفته‌های فوت دانش آموز قمی

ماجرای فوت فاطمه رضایی چه بود؟

برادر فاطمه رضایی، دانش آموز قمی فوت شده به دلیل بیماری زمینه‌ای خود در متنی از معاندین خواست تا به ادامه این شایع پراکنی‌ها در خصوص فوت خواهرش خاتمه دهند.

ماجرای فوت فاطمه رضایی چه بود؟
13826

بعد از ماجرای مسمومیت مدارس در قم و آرام شدن ماجرا از دیروز 7 اسفند ماه 1401 با فوت فاطمه رضایی یکی از دانش‌آموز قمی گروه های معاندین شروع به دروغ پراکنی و شایع در خصوص موضوع فوت این دختر بچه به دلیل مسمویت‌های استان قم کردند. آنها این ماجرا را مرتبط با داعش و طالبان دانستند و هدف خاصی را برای برهم زدن اوضاع روانی و امنیتی به دنبال داشتند. پدر و برادر فاطمه رضایی در مصاحبه و پیام هایی این اتفاق را تکذیب کردند و علت فوت دخترشان بیماریی که از قبل گریبانگیر وی شده بود اعلام کردند اما باز معاندین با این خبر که خانواده وی با فشار امنیتی چنین ادعایی کرده‌اند به ادامه شایع پراکنی خود ادامه دادند. علی رضایی، برادر فاطمه رضایی برای پایان دادن به این اتفاقات در توییتی ماجرای اتفاق افتاده برای خواهر خود را بطور کامل توضیح می‌دهد و از سو استفاده‌گران خواست تا به این شایعات پایان دهند.

متن پیام علی رضایی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
متاسفانه از دیشب شایعاتی درباره نحوه فوت خواهرم، فاطمه رضایی در حال پخش شدن است و طبق روال همیشه عده ای درصدد سوء استفاده هستند.
به همین دلیل بر خود لازم دانستم توضیحاتی در این خصوص ارائه کنم: 

خواهرم سه چهار روز قبل از فوتش، نیمه شب از شدت درد کمر و پا بیدار شد. چون نمی‌توانست بخوابد، با کمک قرص آرام‌بخش و ماساژ کمی آرام شد و دوباره خوابید. صبح که بیدار شد باز هم همان دردها به سراغش آمد و به خود می‌پیچید. او را به درمانگاه بردیم و بعد از زدن سِرُم، وقتی اندکی آرام شد، به خانه برگشتیم. بعد از چند ساعت دوباره پا درد، کمر درد و دل دردش شروع شد و هرچه به او اصرار کردیم که دوباره به دکتر برویم، قبول نکرد و گفت: می‌خواهم در خانه بمانم. اما به قدری دردش زیاد بود که نمی‌توانستیم تحمل کنیم بنابراین چهارشنبه او را به بیمارستان امام رضا (علیه السلام) قم بردیم در بیمارستان بعد از گرفتن چند آزمایش گفتند باید او را به بیمارستان حضرت معصومه (سلام الله علیها) که مخصوص کودکان است منتقل کرد چون امکانات بیشتری وجود دارد در نتیجه چهارشنبه شب او را به بیمارستان حضرت معصومه (سلام الله علیها) منتقل کردند تا صبح پنجشنبه پدر و مادرم کنار او بودند ولی صبح، در عرض چند ثانیه علائم حیاتی‌ اش کاملا پایین آمد و بلافاصله پزشکان مشغول احیای او شدند به دلیل فشار روحی پدر و مادرم ملاقات با او را ممنوع کردند.این وضعیت ادامه داشت تا اینکه بعد از نماز مغرب به رحمت خدا رفت. خواهرم سه هفته آخر عمرش مدرسه نرفت. دو هفته اول به علت مشکلات سیستم گرمایشی مدرسه، کلاس‌هایش غیرحضوری بود و هفته سوم هم خودمان اجازه ندادیم به مدرسه برود تا ماجرای مسمومیت هایی که شایع شده تمام شود. قبل از این بیماری هم مشکل خاصی نداشت و زندگی عادی خودش را سپری می‌کرد. تا سه چهار روز قبل فوت هیچ علائمی از بیماری نداشت و فقط در آن سه چهار روز آخر بیمار شد. طبق نظر پزشکان علت فوت او از کار افتادن کلیه و ریه اش بود. حال در این میان یک عده نان به نرخ روزخور اسم خواهر من را کنار خانم مهسا امینی می‌آورند و دوباره می‌خواهند فتنه‌سازی کنند. خدا خیرشان ندهد که نه آن مرحومه برایشان ذره‌ای اهمیت دارد، نه خانواده‌‌ام و نه بقیه دخترهای مردم! ما که می‌دانیم هدف‌شان از این دروغ سازی‌ها و جعل اخبار دروغ چیست. آن‌هایی هم که خبر ندارند، بدانند مشت نشانه‌ی خروار است و بقیه اخبار این ضدانقلاب‌ها نیز مثل این خبر است. بدا به حال آن‌هایی که باور می‌کنند! بنده نسبت به مسمومیت دختران سایر مدارس اظهار نظری نکردم و نمی‌کنم و تنها درباره‌ی اتفاقی که درمورد خواهرم رخ داده است، توضیحاتی به مردم شریف ایران ارائه کردم. لطفا برای شادی روح همه گذشتگان علی الخصوص خواهر من حقیر فاتحه قرائت کنید. ممنونم.