شناسه: 62118
یادداشت تحلیلی

بازگشت دیرهنگام ملکیان به میدان واقعیت/ تئوریزه کردن بی‌عدالتی با منش زیست فردی

به نظر بعد از یک دهه اندی مصطفی ملکیان تحت تاثیر نکات برخی افراد به غایت ضعف های مبانی خود تا حدودی پی برده است که انسان ها رها شده در این موج‌ های پر تلاطم نمی توانند با تیکه به امر اخلاقی به نیک زیستی برسند.
به گزارش جهت پرس، 

سید جواد نقوی روزنامه‌نگار حوزه اندیشه در پستی اینستاگرامی نوشت: مصطفی ملکیان در دهه نود به یکباره در دگردیسی عجیبی وارد بحث خودسازی و بهسازی شد ،او انسان را در سوژگی اخلاقی اما فردی جستجو می کرد و عاملیت ساختاری را خودآگاه بی اعتبار کرده بود ، انسان مد نظر او در تلاتم‌ عصر پست مدرن باید خود را کشف و مترقی کند و امر سیاسی را در عقلانیت تمام شبه مدرن که خیلی هم سیاسی نیست احیا کند ، این پروژه فکر از اساس شکلی از سیاست زدایی را تبلیغ می کرد و چرخه را برای کنش سیاسی به طور کل بسته بود و سوژگی انسان را در نظمی غیر از سیاست و در روزمرگی دنبال می کرد و تصور می کرد نیک زیستی جامعه در یکان یکان این سوژگی ها صورت می گیرد

ملکیان با این تز عجیب خودش ناخوآگاه در تله نظم بازار و بازار گرایی و انسان عصر بازار قرار می گرفت و عاملیت اخلاقی او نمی توانست در همان لحظه تولد سالم متولد شود و انسان های ناقصی را خلق می کرد که از ابتدا رشد خود پارادوکسیکال بوده اند ، از طرفی خود را باید به کنش اخلاقی و معنوی دعوت می کردند و برای ان می جنگیدن و از طرفی از لحظه شروع به نوعی عرف های مرسوم بی اخلاقی جامعه که از استبداد و انسداد جامعه بازار و ساختاری هست بی توجه باشند ! این تز یک تز رادیکال برای عبور از سیطره سیاست و شکلی از روانشناسی موفقیت قلمداد می شود که تربیت انسان سیاسی که خود عامل تغییرات بنیادی در ساخار است را بی معنی می کرد و انسان های مطیع و ساده ای را ترتیب می کرد که ظلم و مشکلات را به سادگی فروکاست در اخلاق و اخلاقی زیستن می کرده اند و در ذات خودشان بی تفاوتی را تئوریزه می کرده اند بدون توجه با نابرابری و ضعف های موجود فعلی..

به نظر بعد از یک دهه اندی مصطفی ملکیان تحت تاثیر نکات برخی افراد به غایت ضعف های مبانی خود تا حدودی پی برده است که انسان ها رها شده در این موج‌ های پر تلاطم نمی توانند با تیکه به امر اخلاقی به نیک زیستی برسند و اگر فرض چند نسخه موفق هم وجود داشته باشند نمی توان از ان خوداگاهی جمعی و امر والا جمعی را استخراج کرد و این تفکر خود در جوهره وجودی اش شکلی از فردگرایی برای عدم توجه به عدالت و نابرابری را تئوریزه می کند

ملکیان در یک ماه اخیر تلویحا اشتباه خود را پذیرفته است و حال اینکه فهمیده است آن پروژه جاده صاف کن نابرابری بیشتر و عدم توجه به ایده حکمرانی عدالت محور بوده است اما اقای ملکیان دیر است چه کسی می تواند بیش از یک دهه تلاش شما برای نیک زیستی فردی را حالا که خودش موجی در جامه دارد را متوقف کند!

برچسب ها

ثبت دیدگاه