شناسه: 40376
چرا رهبری به رئیسی و یارانش بازسازی اعتماد عمومی به دولت را توصیه کردند؟

بی‌اعتماد شدن مردم به نهاد دولت با وعده‌های رنگارنگ روحانی

در نخستین دیدار رهبر انقلاب با کابینه سیزدهم،حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تاکید کردند که اعتماد مردم بزرگترین سرمایه دولت است که متاسفانه تا حدی آسیب دیده است و راه ترمیم آن، «یکی شدن حرف و عمل مسئولان» است، زیرا دادن وعده و عمل نکردن به آن موجب سلب اعتماد مردم خواهد شد.
به گزارش جهت، 

رهبر انقلاب اسلامی در نخستین دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت سیزدهم، احیای اعتماد و امید مردم به دولت را بسیار مهم خواندند و در این باره گفتند:«اعتماد مردم بزرگ‌ترین سرمایه‌ی دولت است. مردم وقتی به شما اعتماد کردند و امید به شما داشتند، با شما راه می‌آیند و کمک‌تان می‌کنند؛ این بزرگ‌ترین سرمایه است برای دولت که بتواند اعتماد مردم را جلب کند که البته این متأسفانه یک مقداری آسیب دیده و بایستی ترمیم کنید این را و راهکارش هم این است که حرف و عمل مسئولین یکی باشد؛ وعده‌ای اگر به مردم دادید، طبق آن وعده اگر عمل کردید، مردم به شما اعتماد پیدا می‌کنند؛ اگر شما وعده کردید و عمل نشد یا گفتید فلان کار شده، مردم در واقعیّت دیدند نشده، اعتماد مردم سلب می‌شود؛ واقعاً باید خیلی بِجِد‌ مراعات کنید این معنا را.»

هر چند رهبر انقلاب به آسیب دیدگی اعتماد مردم و عمل نکردن به وعده‌ها به عنوان یکی از عوامل آن اشاره کردند اما به صراحت به نقش دولت دوازدهم در این باره نپرداختند، دولتی که تجربه تلخ آن به عنوان مجموعی از وعده‌های پا در هوا نشان داد دادن وعده‌های رنگارنگ بدون برنامه‌ای برای عملیاتی کردن آنها تنها دشنه‌ای به قلب اعتماد عمومی است. وقوع اعتراضات در سال‌های اخیر نشانی از  سرخوردگی عمومی و بی‌اعتمادی بود که در پی عملی نشدن وعده‌های دولت و در عوض برخی سیاست‌های یک شبه چون افزایش قیمت بنزین رخ داد. بررسی کارنامه دولت یازدهم و دوازدهم پر است از مصادیق متعددی از وعده‌های سرخوشانه که هیچ گاه عملی نشد و تنها به سرخوردگی و پیدایش یاس عمومی و بی اعتمادی انجامید.

سیل وعده‌های رنگارنگ
« من می‌خواهم بگویم همه چیز با تدبیر و امید و با کلید تدبیر حل خواهد شد. شما بدانید (با این کلید) مسئله هسته‌ای و تحریم‌ها هم حل خواهد شد و رونق اقتصادی هم ایجاد خواهد شد.»

این جمله‌ حسن روحانی به عنوان یکی از نامزدهای یازدهمین دوره ریاست جمهوری در پایان نخستین برنامه انتخاباتی تلویزیون‌اش بود آن هم در حالی که او  یک کلید را جلوی دوربین در دست خود بالا گرفته بود. از همان زمان سیل وعده‌های رنگارنگ روحانی شروع شد و نه تنها در آن دوره بلکه در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بر سبد وعده‌های او افزوده شد.

روحانی در انتخابات 1392 با شعار «نجات اقتصاد ایران»، وعده آرامش و رفع نگرانی‌های مردم در حوزه اقتصادی را داد. او ادعا می‌کرد با آمدن او، دیگر کسی نگران کالاهای اساسی نخواهد بود و رونق اقتصادی حاکم خواهد شد. او می‌گفت دولت تدبیر و امید آنچنان رونقی ایجاد خواهد کرد که دیگر مردم نیازی به 45 هزار تومان یارانه خود نداشته باشند.

طبق وعده‌هایش مردم باید در همان 2 ماه اول دولت تدبیر و امید آثار کارهای انجام‌شده را می‌دیدند. او وعده می‌داد برای این کار برنامه یک‌ماهه، 3ماهه، یک‌ساله و 4ساله در نظر گرفته‌ است، برنامه‌ای که هیچ گاه اجرا نشد و رونقی که جایش را به کسادی، رکود و تورم داد. پس از 8 سال ریاست‌جمهوری روحانی، به دلیل افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی، یارانه 45 هزار تومان دیگر ارزشی ندارد و برخلاف گفته‌اش که در خانه و در خانواده صدقه گرفتن افتخار نیست «کاری می‌کنم که دولت به سمت مردم دست دراز کند نه اینکه مردم به سوی دولت  دست دراز کند.» سیاست‌های اقتصادی او کمر مردم را آنقدری خم کرد که دولت ناگزیر از وضع یارانه‌های جدید معیشتی شد. 

مهار و کنترل تورم، توزیع عادلانه ثروت، رفع تحریم‌ها و مشکلات بانکی، اختصاص سه درصد از درآمد نفت به خوزستان، نجات کشور از بیکاری و گرانی، توجه ویژه به مسئله مسکن، برنامه‌های کوتاه‌مدت برای حل مشکلات اقتصادی، افزایش حقوق کارگران مطابق تورم و مقابله با کاهش ارزش پول ملی از دیگر وعده‌های اقتصادی او در این سال بود. اما با پایان دو دوره ریاست جمهوری او نه تنها هیچ کدام از این وعده‌ها عملی نشد بلکه وضعیت تورم، توزیع ثروت، بیکاری، مسکن، حقوق کارگران و ارزش پول ملی بدتر از پیش شد.

چهار سال صرف سیاست خارجی، چهار سال معطل سیاست خارجی
چهار سال اول دولت روحانی تنها صرف سیاست خارجی و مذاکرات برای رفع تحریم‌ها شد، گویی دولت روحانی همه همتش را در این عرصه گذاشته بود تا از این طریق گره‌های کشور را بگشاید، او با آغاز انتخابات ریاست‌جمهوری در سال 1396 در حالی که هنوز وعده‌های قبلی‌اش به سرانجام نرسیده بود  باز هم وعده‌های جدیدی را سر داد. مقابله با افزایش تحریم‌ها، افزایش یارانه دهک‌های پایین، توانمندسازی روستاها، رفع فقر مطلق و عدالت درآمدی، آسودگی خیال مردم بابت قیمت دلار، تبدیل شدن ایران به بازار صادرات، افزایش حقوق بازنشستگان و کارمندان، توزیع سهام عدالت دیگر وعده‌های او در این انتخابات بود. علاوه بر وعده‌های اقتصادی، او وعده‌های دیگری در حوزه زنان، سیاست داخلی و سیاست خارجی نیز داد که هر کدام به نحوی راکد ماند.

وعده های انتخاباتی در سال 96
وعده دادن روحانی تنها به دوران انتخابات محدود نماند. او از حربه دادن وعده برای امیدبخشی دروغین حتی برای کوتاه مدت بهره می‌برد بدون آن‌که به نتایج نامطلوب آن بیندیشد. این در حالی بود که بنابر اعلام سایت روحانی‌سنج، کارنامه روحانی در پایان ششمین سال آن در مرداد 1398، شامل ۱۴ وعده «محقق شده»، ۸ وعده با «تحقق ناقص » و ۱۱ وعده «درحال پیگیری» بود. این ۱۴ وعده «محقق شده» نیز همگی مربوط به سال ۱۳۹۲ و برخی از آن‌ها هم وعده‌های کوتاه‌مدت و مقطعی بودند. از میان وعده‌های روحانی در دور دوم انتخابات در سال ۱۳۹۶ نیز هیچ‌کدام نشان «محقق‌شده» نگرفته و اجرایی نشدند. آمارها نیز نشان می‌داد  ۶۷ درصد وعده‌های روحانی به طور مطلق شکست خوردند. از میان ۱۰۰ وعده ثبت شده، ۱۰ وعده اصلا پیگیری نشده، ۱۲ وعده بعد از مدتی از پیگیریشان متوقف شده، ۴۵ وعده هم محقق نشده است.سرنوشت ۱۱ وعده سرنوشت نامشخص بود. تعداد وعده‌هایی که وضعیت آنها تحقق ناقص یافته به ۸ وعده رسیده و تعداد وعده‌های محقق شده به ۱۴ واحد کاهش پیدا کرده بود.

گلابی برجام
از اصلی‌ترین و پرتکرارترین وعده‌های دولت روحانی که تا همین اواخر نیز مدام تکرار می‌شد «گلابی برجام» بود، میوه نارسی که به گفته روحانی هنوز نرسیده بود و حتی تا پایان دولت او نیز نرسید و همچنان کال ماند تا برنامه‌های دولت پا درهوا معلق اجرایی شدن آن بماند.

 برجام که پس از 20 ماه کش و قوس با توافق گروه ۱+۵، در 23 تیر 1394 در هتل کوبورگ وین مورد تایید کشورهای حاضر در این گفت وگوها قرار گرفت و به حالت اجرایی در آمد خیلی زود با خروج آمریکا از آن و بازگشت تحریم‌‌ها در 18 اردیبهشت 1397 بی‌خاصیت شد. در حالی که روحانی در ساعات آغازین اعلام پایان گفت‌وگوهای منتهی به برجام در بیانیه‌ای خطاب به ملت ایران گفته بود:«طومار تحریم درهم پیچیده شد، حقوق هسته‌ای ایران تثبیت گردید و اقتصاد ایران در مدار اقتصاد جهانی قرار گرفت.» او حتی ادعا کرده بود:« ما اکنون از گردنۀ خطرناک در اقتصاد، عبور کرده‌ایم.»

روحانی حتی در آبان 1395 در سفر به اراک در واکنش به انتقادها مبنی بر بی ثمر بودن برجام اظهار کرد:« ما غاصب را از باغ خود بیرون کردیم و درب باغ به روی مردم باز شده است ولی امروز عده‌ای کودک به درب باغ آمده و می‌گویند، سیب و گلابی کجاست که می‌خواهیم میل کنیم؟ امروز این باغ که نهال‌های آن تازه غرس شده آماده باروری است، اما برای به ثمر نشستن صبر لازم است.» اما گذر زمان ثابت کرد ادعاهای او تنها در حد حرف است و هیچ نتیجه عملی در پی ندارد. 

وعده‌های بنزینی
در حالی که دولت دوازدهم بر مبنای وعده‌های رنگارنگ بهبود وضعیت اقتصادی مسیر خود را می‌پیمود گرانی بنزین در اواسط پاییز 1398 خبرساز شد اما دولت مدام آن را انکار می‌کرد ولی به یکباره روز جمعه 24 آبان ماه جامعه با شوک افزایش قیمت نفت مواجه شد و همین موجب نارضایتی مردم شد. تناقض میان حرف و عمل دولت بار دیگر مردم را کلافه کرده بود اما روحانی با ریشخندی اعلام می‌کرد که خود او هم صبح جمعه از گران شدن بنزین باخبر شده است. اعتراض مردمی به این امر، دولت را ناگزیر به دادن وعده دیگری کرد این‌که درآمد حاصل از افزایش قیمت بنزین را بین طبقات کم درآمد توزیع می‌کند و مانع از گرانی دیگر کالاها می‌شود آنچه در عمل محقق نشد تا دولت روحانی بار دیگر نزد مردم بی‌آبرو شود و اعتماد عمومی بار دیگر مخدوش گردد.
روحانی حتی در هنگامه نومیدی مردم از دولت و آوار تلمبارشده وعده‌هایش در مرداد 1399 وقتی قیمت دلار روز به روز در حال افزایش و ارزش پول ملی رو به کاهش و سیر تورم صعودی بود از پا ننشست و باز هم وعده دیگری مبنی بر گشایش اقتصادی را داد، وعده‌ای که آن هم باد هوا و تیری در تاریکی از سوی رئیس جمهور بود.

از سبک زندگی تا خودت بمال
انتشار خبرها از وضعیت زندگی مسئولان عالی رتبه و وزرا تیر خلاص دیگری به پیکر نیمه جان اعتماد عمومی مردم بود. وقتی خبر ساخت ویلا متعلق به دختر یکی از وزرا در لواسان یا فساد نزدیکان مقامات دولتی دست به دست می‌شد شکاف میان دولت و ملت افزایش پیدا می‌کرد. هنگامی که سخنگوی دولت هنگام پرسش خبرنگار درباره آگاهی از افزایش قیمت‌ها با لبخند می‌گفت خبر ندارد به این بهانه که همسرش خریدها را انجام می‌دهد مصداقی از بی خبری از وضعیت معیشتی جامعه و دوری از مردم بود. درعوض، اعتراض و گلایه مردم نادیده گرفته شد یا با ریشخند معروف رئیس جمهور پاسخ گرفت یا چون گلایه مرد میانسال از افزایش قیمت فیزیوتراپی در مهرماه 1397 در گفتگو با وزیر بهداشت اینگونه جواب گرفت که «خودت بمال.» اوج فاصله میان دولت با مردم وقتی بود که رئیس‌جمهور می‌گفت هر روز از توی ماشین قیافه مردم را می‌بیند و نظرسنجی می‌کند. اظهاراتی که موجب خشم و عصبانیت مردم شد. 

فرجام وعده‌های پوچ
دو دوره ریاست جمهوری روحانی همراه بود با شعارها و وعده‌های بسیار در حوزه‌های گوناگون که توقعات مردم را افزایش و به آن‌ها امید‌های واهی می‌داد. وعده‌هایی پوچ و توخالی که در هوا معلق ماندند تا اعتماد عمومی مردم را مخدوش کند و از محبوبیت رئیس دولت و وابستگانش بکاهد. آنچه رهبر انقلاب در دیدار با اعضای دولت سیزدهم نسبت به آن هشدار دادند همین روند ناخوشایند است روندی که گویا تنها به حرف‌درمانی باور دارد و هیچ اقدامی برای به ثمر رساندن وعده‌هایش نمی‌کند تا در عمل کارنامه دولت تبدیل به یک سبد خالی و در نهایت پر از گلابی‌های نارس باشد که در عمل هیچ فایده‌ای برای کسی ندارد.

برچسب ها

ثبت دیدگاه